کتاب بلندیهای بادگیر (جلد سخت)
Wuthering Heights
نویسنده کتاب
امیلی برونته
ناشر کتاب
انتشارات نشر نی
مترجم کتاب
رضا رضایی
ویژگی های کتاب بلندیهای بادگیر (جلد سخت)
کد کتاب:
14117
شابک:
978-9641851813
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
438
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1847
نوع جلد:
جلد سخت
سری چاپ:
27
560,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب بلندیهای بادگیر (جلد سخت)
معرفی کتاب بلندیهای بادگیر (جلد سخت)
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب بلندی های بادگیر
اتفاقات داستان، پر از آشوب و گهگاهی خشونت آمیز هستند، اما ساختار پیچیده، توصیفات هنرمندانه از شخصیت ها و تخیلات و تصویرسازی های شاعرانه ، این اثر را به رمانی منحصربه فرد و شاهکاری در طول تاریخ ادبیات انگلیس بدل کرده است. کتاب بلندی های بادگیر، به خاطر به تصویر کشیدن پیچیدگی ها و آشفتگی های ذهنی شخصیت ها و نقد هنجارها و ارزش های جامعه ی ویکتوریایی با توجهی ویژه به مسائلی چون تزویر در دین، اخلاقیات، طبقه های اجتماعی و برابری جنسیتی، تأثیر شگرفی بر اذهان عمومی گذاشت.
درباره نویسنده کتاب امیلی برونته
ویژگی های کتاب بلندی های بادگیر
- جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین
- فیلم هایی بر اساس این کتاب بین سال های 1920 تا 2011 ساخته شده است.

گفت و شنودهایی درباره کتاب بلندی های بادگیر
داستان عاشقانه ای پرتلاطم و طوفانی.
یکی از قله های ادبیات انگلیس در قرن نوزدهم.
انگار که امیلی برونته می توانست تمام چیزهایی که با آن ها، انسان را می شناسیم از هم بگسلد و این خلاءهای ناشناخته را با چنان نیرویی از زندگی پر کند که حقیقتی والاتر شکل بگیرد.
خلاصه هایی از کتاب بلندی های بادگیر
الان برایم کسر شأن است که با هیث کلیف ازدواج کنم؛ او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.
همین الان از دیدن صاحب خانه ام برگشته ام. مرد گوشه گیری که باعث زحمتم خواهد شد. محلی که در آن اقامت کرده ام دهکده ای بسیار زیباست و برای آدمی مثل من که از مرگ می گریزد، جایی چون بهشت است. آقای هیث کلیف و من چه خوب می توانیم با هم کنار بیاییم! او دوست بزرگواری است که وقتی مرا سوار بر اسب دید که به طرفش می روم، نگاه مشکوکی به من انداخت.
من قلبت را نشکسته ام، خودت آن را شکسته ای؛ و با شکستنش، قلب من را نیز شکسته ای.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.