قلاب
جلد سوم از سری کتاب های جک ریچر
Tripwire
نویسنده کتاب
لی چایلد
ناشر کتاب
انتشارات کتابسرای تندیس
مترجم کتاب
محمد عباس آبادی
ویژگی های قلاب
| کد کتاب : | 1850 |
|
مترجم : |
محمد عباس آبادی |
|
شابک : |
978-600182135-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
552 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1999 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
27 آبان |
182,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی قلاب
معرفی قلاب
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
قلاب سومین اثر از مجموعه ی مهیج جک ریچر نوشته ی لی چایلد است. در قلاب روال یکنواخت زندگی ریچر نظامی سابق کی وست توسط غریبه ای که به دنبال او می گردد به هم می ریزد زمانی که او پیکر بی جان و مورد ضرب و شتم قرار گرفته ی این غریبه را در خیابان پیدا میکند سوالات زیادی برای او به وجود می آید ریچر متوجه می شود که فردی که این غریبه برای او کار می کرده است یک دوست نیست به همین دلیل رد او را تا نیویورک دنبال می کند جایی که او با افرادی که این غریبه را فرستاده اند روبرو می شود زوج پیری که هنوز عزادار کشته شدگان ویتنام هستند، زنی جوان و باهوش از گذشته ی خود ریچر و مهمتر از همه مردی که ریچر تا بحال با کسی به شرارت او روبرو نشده است. این داستان تلاش های جک ریچر برای ارتباط مجدد با عشق گمشده و کشف پرده از راز یک جنایتکار را روایت می کند.
اورلاندو سنتینل درباره ی این اثر می گوید “زمانی که شما یک شرور خوب را در کنار یک قهرمان بزرگ قرار می دهید نتیجه ی آن یک تریلر هیجان انگیز تا آخرین لحظه خواهد بود. چایلد در این اثر تعادل خوبی بین خوب و بد ایجاد می کند و در نهایت شخصیت شرور آن در زمره شخصیت های به یاد ماندنی خواهد بود.”
تحریرهایی موجز از کتاب قلاب
از پرفروش ترین کتاب های سایت آمازون
amazon
خلاصه های کوتاه از کتاب قلاب
خطر در طول سال ها مثل جزر و مد در حال کاهش و افزایش بود. او مدت های مدیدی را با این اطمینان که خطر هر لحظه به سراغش می آید سپری کرده بود. بعد مدت های مدیدی را با این اطمینان گذرانده بود که اصلا هیچ وقت به او نمی رسد. گاهی، حس دلگیر زمان به او احساس امنیت می داد، چون سی سال یک ابدیت است. ولی در مواقع دیگر مثل یک چشم به هم زدن بود. گاهی ساعت به ساعت منتظر هشدار اول بود. مدام دلواپس و در حال نقشه کشیدن بود، ولی همیشه می دانست که ممکن است هر لحظه مجبور به فرار شود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.