قربانی باد موافق
Victim of Wind agrees
نویسنده کتاب
محمد طلوعی
ناشر کتاب
انتشارات افق
مترجم کتاب
ویژگی های قربانی باد موافق
| کد کتاب : | 13448 |
|
شابک : |
978-9643692940 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
128 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
— |
30,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی قربانی باد موافق
معرفی قربانی باد موافق
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
جوانی سبک سر که از سربازی فرار کرده، عاشق دختری می شود که او خواستگار دیگری هم دارد. تلاشش را می کند ولی به ثمر نمی نشیند و آن دختر نصیب حریف می شود. این تقریبا همه داستان رمان اول محمد طلوعی است. « قربانی باد موافق» از آن دست کتاب هایی است که باید بیشتر روی نثرش متمرکز بود و از آن لذت برد. دعواهای درون خانوادگی پسر با پدر و مادرش و همچنین با رقیبش «مترس»، پسر صمصام از نقاط قوت این رمان است. حالا جوان سرخورده از عشقی ناکام به انزلی می رود تا به پیش آمد روزگار وردست طبیب آندره باشد؛ آن هم در بلبشوی حضور متفقین و روس ها در رشت می ماند و باز تنهاتر از گذشته از وطن خود هجرت می کند.
سرگشتی و دوگانگی شخصیت ها آن هم در فضای به شدت به هم ریخته و سیاسی شمال کشور، رشت، در زمان جنگ جهانی دوم به نویسنده کمک کرده تا رمانی با انسجام بهتر و نثری سرکش و رام نشده بیافریند.
در این رمان هیچ شخصیتی مستقل نیست و هر کدام با شریک و هم زادی دیگر معنا پیدا می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب قربانی باد موافق
نمی دانستی. تب داشتی، هذیانی که تو را به در خانه اش رسانده بود یادت نیست؛ یا نخواستی به خاطر بسپری. وقتی به هوش آمدی روی تخت خواب طبیب بودی و او نبود. از ساختمان بیرون آمدی و پریدی پشت کامیونی که می گذشت. نمی دانستی کجا می رود… راه بین انزلی تا رشت یادت نمی آمد و مگر روس ها گشت نداشتند که پیدایت کنند یا شاید اصلا به خانه طبیب برنگشته بودی
دیگر شبیه عاقله مردها شده ای که نمی خواهی تعجبی نشان بدهی، سیگارت را خاموش می کنی و سر تکان می د هی. « آقا جان چطوره؟ زنده س؟» یادت نمی آید پیرمرد را با خط های تازه کنده صورتش کجا دیده ای، باز سر تکان می دهی، داغی استکان را در مشت می گیری و از بالای عینک نگاه می کنی.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.