غزلهای سعدی
Saadi
نویسنده کتاب
سعدی
ناشر کتاب
انتشارات سخن
مترجم کتاب
ویژگی های غزلهای سعدی
| کد کتاب : | 40341 |
|
شابک : |
978-9643721732 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
807 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1290 |
|
نوع جلد : |
زرکوب |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
27 آبان |
1,200,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی غزلهای سعدی
معرفی غزلهای سعدی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
“غزلهای سعدی” مجموعهای است از اشعار دوست داشتنی، نشاط آور و ماندگار از شاعری است که وصف بزرگی و شهرتش در سراسر گیتی پیچیده و این شهرت بیانگر افکار ناب و خالصانهی شیخ اجل است. مهارت “سعدی شیرازی” در سرودن غزل که با تخصص، ذوق و استعداد او گره خورده، سبب شد تا وی چنین اشعار خیرهکنندهای را بسراید که خوانندگان را در طول چند دهه به وجد میآورد. “غزلهای سعدی” تا کنون توسط ادیبان زیادی مورد تصحیح و تجدیدنظر قرار گرفته است؛ اما اثر حاضر به کوشش دکتر غلامحسین یوسفی” یکی از تصحیحهای معتبری است که به افراد علاقهمند این امکان را میدهد تا به راحتی و به سرعت، نکات و مفاهیم مهم “غزلهای سعدی” را درک کرده و از محتویات آن بدون هیچ ابهامی برخوردار شوند. دکتر “غلامحسین یوسفی” ابیات این مجموعه را با به کار بستن گفتاری شیوا، ساده و روان و به پشتوانهی مهارت، دانش و علاقه شخصی خود به شعر و ادبیات فارسی و علی الخصوص اشعار “شیخ مشرف الدین مصلح سعدی شیرازی”، شرح داده و از نسخه های خطی و نقل قولهای قابل اطمینان و معتبر برای تدوین کتاب بهره برده است.
تحریرهایی موجز از کتاب غزلهای سعدی
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها/
گه نعره زدی بلبل، گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن ها/
ای مهر تو در دل ها، وی مهر تو بر لب ها
وی شور تو در سرها، وی سرّ تو در جان ها/
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان ها/
تا خار غم عشقت، آویخته در دامن
کوته نظری باشد، رفتن به گلستان ها/
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمان ها/
گر در طلب رنجی، ما را برسد، شاید
چون عشق حرم باشد، سهلست بیابان ها/
هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله ی قربان ها/
هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکان ها/
گویند: «مگو سعدی! چندین سخن از عشقش»
می گویم و بعد از من گویند به دوران ها
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من/
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان
بس که به هجر می دهد عشق تو گوشمال من/
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من/
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
می رسد و نمی رسد نوبت اتصال من/
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من/
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من/
چرخ شنید ناله ام گفت منال سعدیا
کآه تو تیره می کند آینه جمال من

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.