طلسم
گرافیک سنتی ایران
Talisman
نویسنده کتاب
پرویز تناولی
ناشر کتاب
انتشارات بن گاه
مترجم کتاب
ویژگی های طلسم
| کد کتاب : | 54075 |
|
شابک : |
978-9649638348 |
|
قطع : |
خشتی |
|
تعداد صفحه : |
108 |
|
سال انتشار شمسی : |
1394 |
|
سال انتشار میلادی : |
2006 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
— |
90,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی طلسم
معرفی طلسم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در دورهای که ایران درگیر مدرنیسم و نوگرایی بود و به چیزهایی نظیر اشیای موردنظر، با دیدهی تحقیر نگریسته میشد و اکثر مردم آنها را با عنوان یک مشت طلسم و جادو رد میکردند، “پرویز تناولی” به “طلسم” از منظر اشیایی در زمینهی “گرافیک سنتی ایران” مینگریست.
امروزه چیزی از آن فرهنگ شگفتانگیز باقی نمانده است و برای افرادی که یک زمان دعانویس و رمال خوانده میشدند، خیلی وقت است که جایگزینی نیست. اما آثاری که از این افراد به جا مانده نه تنها بخش مهمی از “گرافیک سنتی ایران” است، بلکه داستانهای خیرهکنندهای را از امید و آرزوی مردم آن روزگار دربردارد. “طلسم” اثر “پرویز تناولی” دستی است که بار دیگر به سوی فرهنگی فراموش شده، دراز میشود.
گفته میشود که طلسم یکی از اولین تجلیات فرهنگی انسانها به حساب میآید و قدمت آن با آفرینش انسان تقریبا برابر است. برای درک بهتر جایگاه “طلسم” در زندگی بشر، میتوان آن را از نظر زمانی با اسطوره مقایسه کرد و دید که قدمت “طلسم” حتی از اسطوره هم بیشتر است. زیرا اسطوره توسط جوامع بشری به وجود آمد، در حالی که قبل از شکلگیری این جوامع، هنگامی که انسان به تنهایی به شکار میرفت، گوشت آن را میخورد و بخشهایی مانند استخوان، دندان، چنگال و پر را به نوعی حفظ و ذخیره میکرد و از آنها به عنوان طلسم استفاده میکرد؛ سنتی که هنوز هم در برخی از مکانهای دوردست انجام میشود.
تحریرهایی موجز از کتاب طلسم
در کودکی اغلب مریض بودم و تب می کردم، شاید تب مالت و یا مرضی نظیر آن داشتم. هرگاه تیم شدت می گرفت، مادرم چادرش را سر می کرد و با شتاب سراغ زن همسایه می رفت و او را همراه خود به خانه می آورد. زن همسایه ضمن دلداری به مادرم، به کنار بسترم می نشست و با اولین نگاه و با لحنی مطمئن علت بیماری ام را نظر خوردگی تشخیص می داد و ضمن انتقاد از دکترها و دواهایشان، از مادرم می خواست که فوری ابزار مورد نیاز را فراهم آورد تا دفع نظر کند و مادرم با سرعت این ابزار را که عبارت از یک تخم مرغ ، یک تکه ذغال، یک لنگه جوراب من و یک سکه پول بود در اختیار زن همسایه می گذاشت و او دست به کار می شد.
زن همسایه از مادرم می خواست تا پیش او بنشیند و همه اشخاصی را که طی چند هفته اخیر به خانه ما آمده و یا مرا در جایی دیده اند، نام ببرد. هر بار که مادرم نام یکی از بستگان و یا آشنایان را به زبان می آورد، زن با ذغال روی تخم مرغ خط یا نقطه ای می کشید و آن نام را خود نیز تکرار می کرد. وقتی صورت اسامی مادرم تمام می شد، زن به صورت اسامی خود می پرداخت. این صورت نام و یا کسی نبود، اما با عمومیتی که زن به آن می داد، همه ابناء بشر را در بر می گرفت. قدبلند، قدکوتاه، چشم سبز، آبی، چشم سیاه، ارمنی، جهود، گیر، مسلمان، ترک، عرب، عجم، همسایه های چپ دست، راست دست، روبرو، پشت سر، شنبه زا، یکشنبه زا، دوشنبه زا، دوست، دشمن، … خلاصه آنقدر ادامه می داد تا تخم مرغ از خط و نقطه سیاه می شد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.