صلیب سربی

Crispin: The Cross of Lead

نویسنده کتاب

آوی

ناشر کتاب

انتشارات افق

مترجم کتاب

حسین ابراهیمی(الوند)

ویژگی های صلیب سربی

















کد کتاب : 353

مترجم
:


حسین ابراهیمی(الوند)



شابک
:

964-369-099-7

قطع
:

پالتویی

تعداد صفحه
:

348

سال انتشار شمسی
:

1392

سال انتشار میلادی
:

2002

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

5


:

12,500 تومان

در انبار موجود نمی باشد

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی صلیب سربی

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

همه او را همیشه «پسر استا» صدا زده اند. البته نداشتن نام، چندان هم بد نیست چرا که او و مادرش، چیزی بیش از رعیت هایی فقیر در انگلستان قرن چهاردهم نیستند. اما این پسر سیزده ساله که فکر می کرد هیچ چیز برای از دست دادن ندارد، در شرایطی به مراتب سخت تر گرفتار می شود-بدون خانه، خانواده و هرگونه متعلقات.
قانون، او را که به اتهام جرمی مرتکب نشده تحت تعقیب است، «سر گرگ» اعلام می کند؛ بدین معنی که هر کسی اجازه دارد در صورت رویت، او را بکشد. با این شرایط، اگر او می خواهد که زنده بماند، باید خیلی سریع روستای کوچکش را ترک گوید. تمام چیزی که پسرک با خود خواهد برد، نامی تازه آشکار شده-کریسپین-و رمان صلیب سربی مادرش است. آوی، استاد بلامنازع داستان های نفسگیر و کاراکترهای قابل باور، تمام توان و استعداد کم نظیر خود در داستان سرایی را در جهانی قرون وسطایی به کار گرفته است.

تحریرهایی موجز از کتاب صلیب سربی

Exciting and true to the past.

هیجان انگیز و وفادار به گذشته.

VOYA

Full of adventure, mystery, and action.

سرشار از ماجراجویی، راز و حرکت.

School Library Journal

Compelling.

هیجان انگیز.

Publishers Weekly

خلاصه های کوتاه از کتاب صلیب سربی

کشتزارهای روستا را پشت سر گذاشتیم. روستاییان زیر باران و در میان گل و شل کار می کردند. هیچ کس زانو نزد. آن ها فقط به ما زل زدند. آن ها اکنون هم مثل زمانی که مادرم زنده بود، از او دوری می کردند. اما من احساس شرمساری می کردم. گویی گناه بی نام و نشانی از من سر زده بود که در چشم آنان این چنین بی ارج شده بودم.

از آن جا که کومه ی ما در حاشیه ی روستاست، من و کشیش جسد او را از کوره راهی ناهموار به گورستان بردیم. بارانی تند و بی وقفه زمین را گل آلود و چسبنده کرده بود. هیچ پرنده ای نخواند. هیچ زنگی به صدا درنیامد. خورشید در پس ابرهای تیره و تار پنهان شده بود.

روزی که مادرم مرد، من و کشیش او را در کفنی خاکستری رنگ پیچیدیم و به کلیسای روستا بردیم. بار سنگینی نبود. زنده که بود، ضعیف و کوچک اندام بود؛ مرگ او را ضعیف تر و کوچک اندام تر هم کرده بود. اسمش استا بود.

محصولات مرتبط با صلیب سربی

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “صلیب سربی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما