صلیب سربی
Crispin: The Cross of Lead
نویسنده کتاب
آوی
ناشر کتاب
انتشارات افق
مترجم کتاب
حسین ابراهیمی(الوند)
ویژگی های صلیب سربی
| کد کتاب : | 353 |
|
مترجم : |
حسین ابراهیمی(الوند) |
|
شابک : |
964-369-099-7 |
|
قطع : |
پالتویی |
|
تعداد صفحه : |
348 |
|
سال انتشار شمسی : |
1392 |
|
سال انتشار میلادی : |
2002 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
5 |
|
: |
— |
12,500 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی صلیب سربی
معرفی صلیب سربی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
قانون، او را که به اتهام جرمی مرتکب نشده تحت تعقیب است، «سر گرگ» اعلام می کند؛ بدین معنی که هر کسی اجازه دارد در صورت رویت، او را بکشد. با این شرایط، اگر او می خواهد که زنده بماند، باید خیلی سریع روستای کوچکش را ترک گوید. تمام چیزی که پسرک با خود خواهد برد، نامی تازه آشکار شده-کریسپین-و رمان صلیب سربی مادرش است. آوی، استاد بلامنازع داستان های نفسگیر و کاراکترهای قابل باور، تمام توان و استعداد کم نظیر خود در داستان سرایی را در جهانی قرون وسطایی به کار گرفته است.
تحریرهایی موجز از کتاب صلیب سربی
Exciting and true to the past.
هیجان انگیز و وفادار به گذشته.
VOYA
Full of adventure, mystery, and action.
سرشار از ماجراجویی، راز و حرکت.
School Library Journal
Compelling.
هیجان انگیز.
Publishers Weekly
خلاصه های کوتاه از کتاب صلیب سربی
کشتزارهای روستا را پشت سر گذاشتیم. روستاییان زیر باران و در میان گل و شل کار می کردند. هیچ کس زانو نزد. آن ها فقط به ما زل زدند. آن ها اکنون هم مثل زمانی که مادرم زنده بود، از او دوری می کردند. اما من احساس شرمساری می کردم. گویی گناه بی نام و نشانی از من سر زده بود که در چشم آنان این چنین بی ارج شده بودم.
از آن جا که کومه ی ما در حاشیه ی روستاست، من و کشیش جسد او را از کوره راهی ناهموار به گورستان بردیم. بارانی تند و بی وقفه زمین را گل آلود و چسبنده کرده بود. هیچ پرنده ای نخواند. هیچ زنگی به صدا درنیامد. خورشید در پس ابرهای تیره و تار پنهان شده بود.
روزی که مادرم مرد، من و کشیش او را در کفنی خاکستری رنگ پیچیدیم و به کلیسای روستا بردیم. بار سنگینی نبود. زنده که بود، ضعیف و کوچک اندام بود؛ مرگ او را ضعیف تر و کوچک اندام تر هم کرده بود. اسمش استا بود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.