سیاست نامه
(سیر الملوک)
Siyasatnama
نویسنده کتاب
خواجه نظام الملک طوسی
ناشر کتاب
انتشارات روزنه
مترجم کتاب
ویژگی های سیاست نامه
| کد کتاب : | 20590 |
|
مترجم : |
هادی اکبر زاده |
|
شابک : |
978-9643348540 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
392 |
|
سال انتشار شمسی : |
1399 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
9 آبان |
430,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سیاست نامه
معرفی سیاست نامه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
پند و اندرزهای موجود در کتاب “سیاست نامه” یا “سیر الملوک” از جنبه ای کاربردی و عملی برخوردار هستند و در کنار وعظ دینی، خواننده را با صحیح ترین شیوه های مملکت داری و حکومت آشنا می کنند. حکایت های کتاب به دو دسته ی کوتاه و بلند تقسیم بندی می شوند که حکایت های کوتاه آن در باب پادشاهان و وزیران غالبا زیر یک صفحه و حکایات بلند آن در اخلاق و احوال قهرمانان، بالغ بر ده صفحه را شامل می شوند. اثر پیش رو، نسخه ای از “سیاست نامه” به قلم “خواجه نظام الملک طوسی” است که ویرایش متن آن به وسیله ی “جعفر مدرس صادقی” صورت گرفته است.
تحریرهایی موجز از کتاب سیاست نامه
بگوی که من مردی رویگر زاده ام و از پدر رویگری آموخته ام و خوردنین ( 164) من نان جوین و ماهی و پیاز و تره بوده است. و این پادشاهی و گنج و خواسته از سر عیاری و شیر مردی به دست آورده ام نه از پدر به میراث دارم و نه از تو یافته ام. از پای ننشینم تا سر تو به مهدیه ( 165) نفرستم و خاندان ترا بیران نکنم. یا آنچه گفتم بکنم و یا هم به سر نان جوین و ماهی و پیاز خوردن باز شوم. و اینک گنج ها را در باز کردم و لشکرها را بخواندم و بر اثر این قاصد و پیغام آمدم. » و قاصد خلیفه را گسیل کرد و هرچند خلیفه قاصدان و نامه می فرستاد البتّه او از سر این حدیث درنگذشت. و لشکرها را گرد کرد و از خوزستان روی سوی بغداد نهاد. چون سه منزل رفته بود قولنجش ( 166) بگرفت و حالش به جایی رسید [ که ] دانست که از آن درد نرهد. برادر خویش را، عمرولیث را، ولی عهد کرد و گنج نامه ها ( 167) به وی داد و فرمان یافت.
و عمرولیث از آنجا بازگشت و به کوهستان ( 168) عراق آمد و یک چند آنجا بود. و از آنجا به خراسان شد و پادشاهی می کرد و خلیفه را طاعت می داشت. و لشکر و رعیت، عمرو را دوست تر از یعقوب داشتند که این عمرو بس بزرگ همّت و بزرگ عطا و بیدار و باسیاست بوده است و مروّت و همّت او تا آنجا بوده است که مطبخ او را چهارصد شتر می کشیدند. چیزهای دیگر قیاس این می باید گرفت.
ولیکن خلیفه را از وی استشعاری ( 169) می بود که نباید که ( 170) او نیز بر طریقت برادر باشد و فرداروز همان پیش گیرد که برادر بر دست گرفته بود. هرچند که عمرو این اعتقاد نداشت ولیکن خلیفه از این معنی اندیشه مند بود و پیوسته در سرْ کس می فرستاد به بخارا به نزدیک اسمعیل بن احمد که خروج کن و بر عمرولیث لشکر کش و ملک از دست او بیرون کن که تو بر حق تری امارت خراسان و عراق را که این ملک سال های بسیار پدران ترا بوده است و ایشان به تغلّب دارند ( 171) . یکی آنکه خداوند حق توی و دیگر آنکه سیرت های تو پسندیده است و سه دیگر آنکه دعای من در قفای تست. بدین هر سه معنی شک نکنم که ایزد تعالی ترا بر او نصرت دهد. بدان منگر که ترا عدّت ( 172) و لشکر اندک است، بدان نگر که خدای، عزّوجلّ، می گوید: « کمْ منْ فئه قلیله غلبتْ فئه کثیره باذْن الله و الله مع الصّابرین ( 173) . »

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.