سرنوشت یک مرد

A man Destiny

نویسنده کتاب

میخائیل شولوخف

ناشر کتاب

انتشارات جامی(مصدق)

مترجم کتاب

امیر لاهوتی

ویژگی های سرنوشت یک مرد

















کد کتاب : 4878

مترجم
:


امیر لاهوتی



شابک
:

9786007436042

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

192

سال انتشار شمسی
:

1397

سال انتشار میلادی
:

1956

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

2


:

27 آبان

150,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی سرنوشت یک مرد

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

میخائیل آلکساندروویچ شولوخف نویسنده روس اهل اتحاد جماهیر شوروی و برنده جایزه ادبی نوبل بود. میخائیل شولوخوف به سال ۱۹۰۵ در روستای کروجلنین در نزدیکی وشنسکایا در حومه جنوبی رود دن متولد شد. پدرش روستایی ساده‌ای از نژاد روس و مادرش از اهالی اوکراین بود.
در سال ۱۹۱۸ به سبب درگرفتن جنگ داخلی در ناحیه دن ناچار درسش را ناتمام گذارد و به ارتش سرخ پیوست تا در نبردهایی در برابر آخرین بازماندگان از هواخواهان ارتش سفید شرکت جوید. تأثیر این تجربه در آثار وی به‌طرز محسوسی آشکار است. وی نویسنده‌ای واقع‌باور بود و در داستان‌هایش به مردم و انقلاب اکتبر پرداخته‌است.
رمان حماسی «دن آرام» از مهم‌ترین آثار وی به‌شمار می‌رود که در چهار جلد از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ به نویسندگی آن مشغول بود. از معروف‌ترین داستان‌های کوتاه او داستان خال است که در دهه چهل شمسی در کتاب هفته ترجمه و چاپ شد. از دیگر آثار وی «آنها برای سرزمین پدریشان جنگیدند» و «زمین نوآباد» می‌باشد.
شولوخف در سال ۱۹۴۱ برنده جایزه استالین و در سال ۱۹۶۰ برنده جایزه لنین در شوروی شد و در سال ۱۹۶۵ جایزه نوبل ادبیات به وی اهدا شد. آثار جمع‌آوری شده شولوخوف در هشت جلد بین سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۶۰ منتشر شد.
این کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه این نویسنده بزرگ است.

تحریرهایی موجز از کتاب سرنوشت یک مرد

پیرمرد ناگهان خاموش شد و در سکوتی که بین ما به وجود آمد، از حنجره او صدای گرفته ای شنیدم. اضطراب و هیجان پیرمرد در من هم تأثیر کرد. از گوشه چشم نگاهش کردم، ولی در آن دو چشمی که مانند خاکستر سرد و خاموش بود، حتی قطره ای اشک نمی درخشید. سرش با افسردگی به روی سینه خم شده بود، دست های بزرگش از دو طرف پهلوی او آویزان بود و آهسته تکان می خورد و چانه و لب های درشتش می لرزید.
آهسته گفتم:
رفیق، زیاد فکرش را مکن. مگذار این اندوه تو را نابود کند.
مثل آنکه حرف مرا نشنید و پس از آنکه با زحمت بر اضطراب و هیجان خود مسلط شد، ناگهان با لحنی خشن که با حرف چند لحظه قبلش کاملا تفاوت داشت گفت:
تا دم مرگ، تا آخرین ساعت زندگی، به خاطر رفتاری که با زنم کردم هرگز خود را نخواهم بخشید.

خلاصه های کوتاه از کتاب سرنوشت یک مرد

محصولات مرتبط با سرنوشت یک مرد

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سرنوشت یک مرد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما