دویی گربه کتابخانه
گربه ای در کتابخانه شهری کوچک که دنیا را تحت تاثیر قرار داد
Dewey
نویسنده کتاب
ویکی مایرون
ناشر کتاب
انتشارات کتاب کوله پشتی
مترجم کتاب
اطلسی خرامانی
ویژگی های دویی گربه کتابخانه
کد کتاب:
19296
شابک:
978-6004613293
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
280
سال انتشار شمسی:
1402
سال انتشار میلادی:
2008
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
4
175,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دویی گربه کتابخانه
معرفی دویی گربه کتابخانه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی دویی گربه کتابخانه
نوزده سال از آن اتفاق گذشته و هنوز هم “دویی گربه کتابخانه”، با اشتیاق و گرمی و فروتنی خود (حتی به عنوان یک گربه!) دست از دلربایی برای مردم اسپنسر برنداشته است؛ اما مهم تر از همه حس ششم “دویی” است که به او می گوید چه کسی بیشتر از همه به او احتیاج دارد.
آوازه ی”دویی گربه کتابخانه” ابتدا شهر به شهر و سپس استان به استان و نهایتا در اوج شگفتی در کل جهان می پیچد و او حالا چیزی بیشتر از یک دوست پشمالوی کوچولو است. “دویی گربه کتابخانه” به منبع غرور و افتخار برای یک جامعه ی خارق العاده تبدیل شده که آرام آرام خود را از بحرانی که مدت ها گریبان گیرشان بوده، باز می یابند.
درباره نویسنده کتاب ویکی مایرون

گفت و شنودهایی درباره دویی گربه کتابخانه
داستان فریبنده ، تکان دهنده و لطیف مایرون در مورد بقا ، وفاداری و عشق یک تجربه فراموش نشدنی در مورد رمز و راز و شگفت هایی است که حیوانات و کتابخانه ها به وسیله ی آن بشریت را اغنا می کنند.
این کتاب علاوه بر پاسداشت گربه ای که ماورای باورپذیری خوی انسانی پیدا کرده (دویی با مایرون قایم باشک بازی می کند و می تواند ذهن مایرون را زمانی که با گلوله های موی او وحشت زده شده، بخواند)، یک نامه ی عاشقانه نیز برای کتابخانه ها محسوب می شود.
خلاصه هایی از دویی گربه کتابخانه
من و جودی تنها افرادی نبودیم که دویی به کمکشان شتافته بود. مدرسۀ راهنمایی اسپنسر آن سوی خیابان و رو به روی کتابخانه بود و معمولا حدود پنجاه دانش آموز بعد از مدرسه نزد ما می آمدند. در روز هایی که مانند طوفان بر سرمان نازل می شدند، دویی به آن ها توجهی نمی کرد، مخصوصا به آن هایی که بیش از بقیه سر و صدا می کردند، اما معمولا با آن ها کنار می آمد.
بین دانش آموزان دوستان زیادی داشت، هم پسر هم دختر. آن ها او را نوازش می کردند و با او بازی می کردند، مثلا مداد ها را هل می دادند تا به زمین بیفتند و شگفتی دویی را هنگام ناپدید شدن مداد ها تماشا می کردند. دختری خودکاری را از انتهای آستین پالتوی خود تکان می داد. دویی دنبال خودکار به درون آستین می رفت و بعد به این نتیجه می رسید که گرما و تاریکی آن جا را دوست دارد و گاهی برای یک چرت، همان جا دراز می کشید.
بیشتر بچه ها بعد از ساعت پنج و زمانی که والدینشان از سر کار برمی گشتند، به خانه می رفتند. چند نفری از آن ها تا ساعت هشت آن جا می ماندند. اسپنسر از برخی مشکلات مصون نبود، از الکلی ها و افراد بی مسئولیت و سوء استفاده گر، اما بیشتر مراجعه کنندگان ما فرزندان کارگران بودند. آن ها فرزندانشان را بسیار دوست داشتند، اما ناچار بودند چند جا کار کنند یا اضافه کاری کنند تا دخل و خرجشان یکی شود.
این والدین که فقط لحظه ای به کتابخانه می آمدند برای نوازش کردن دویی وقت کمی داشتند. یک روز کاری طولانی را گذرانده بودند و باید پیش از خواب غذایی آماده و خانه شان را تمیز می کردند، اما فرزندانشان ساعت ها با دویی وقت می گذراندند، او آن ها را سرگرم می کرد و دوستشان داشت. تا وقتی که مادر یکی از پسر ها زانو زد و همان طور که با ملایمت سر دویی را نوازش می کرد گفت: «ممنونم دویی.» متوجه نشده بودم این کار دویی تا چه اندازه مهم و ارتباطش با بچه ها تا چه حد عمیق است.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.