خانه ای که در آن مرده بودم
La maison où je suis mort autrefois
نویسنده کتاب
کیگو هیگاشینو
ناشر کتاب
انتشارات قطره
مترجم کتاب
ویژگی های خانه ای که در آن مرده بودم
| کد کتاب : | 12607 |
|
مترجم : |
خندان حسینی نیا |
|
شابک : |
978-6222010379 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
236 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
1994 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
8 آبان |
230,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی خانه ای که در آن مرده بودم
معرفی خانه ای که در آن مرده بودم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب خانه ای که در آن مرده بودم
دو جوان از یک حقیقت دراماتیک خانوادگی، برای یادبود کسانی که در آتش سوزی کشته شده اند، پرده برداشته اند. عجیب و دقیق است.
کتابی درخشنده برای دوستداران ژانر رمز و راز…
خلاصه های کوتاه از کتاب خانه ای که در آن مرده بودم
تلفن خانه ام زنگ خورد و همه چیز از آن جا شروع شد.
به محض شنیدن صدایش شناختمش.
صدایی خاص با لحنی جوان. قلبم شروع به تپیدن کرد. به خودم مسلط شدم و با لحنی رسمی پرسیدم: شما؟ می خواستم نشان بدهم هنوز کمی از غرورم برایم باقی مانده ولی خیلی زود به خود آمدم و به خودم گفتم احمق.
مکثی کرد و گفت: « خانم ناکانو هستم. »
خودش را با نام خانوادگی جدید معرفی کرد نه فامیل پدری اش، شاید او هم از روی غرور این کار را کرد.
گفتم: « خانم ناکانو؟ » تظاهر کردم هنوز او را نشناخته ام.
« اوه ببخشید، کوراهاشی، سایاکا کوراهاشی. »
« آهان، تویی؟ » بالاخره با لحن متعجبم به این کمدی مسخره پایان دادم. « برای اون روز ازت متشکرم. »
سایاکا همچنان ساکت بود، نمی دانست چه باید بگوید، تعجبی هم نداشت، تشکر کردن من احمقانه بود.
گوشی تلفن به دست، بی اراده پوزخندی زدم.
« اگرچه واقعا حرفی هم بین ما رد و بدل نشد. »
« حق با توئه. »
به نظرم سایاکا هم احساس راحتی بیش تری کرد.
« با دوستات حرف می زدی و حتی طرفم هم نیومدی. »
« این تو بودی که وانمود می کردی من اون جا نیستم. »
« نه، اصلا. »
« که این طور. »
« نه، مطمئن باش. »
« آهان… »
مداد نوکی را از روی میز برداشتم و بی اختیار انتهایش را فشار می دادم تا نوکی از آن خارج شود. چند ثانیه سکوتی آزار دهنده برقرار شد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.