خانم دلوی
Mrs Dalloway
نویسنده کتاب
ویرجینیا وولف
ناشر کتاب
انتشارات نیلوفر
مترجم کتاب
فرزانه طاهری
ویژگی های خانم دلوی
| کد کتاب : | 497 |
|
مترجم : |
فرزانه طاهری |
|
شابک : |
978-964-448-418-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
432 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1925 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
27 آبان |
385,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی خانم دلوی
معرفی خانم دلوی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در داستان این رمان که از دل دو داستان کوتاه به وجود آمده، کلاریسا در حال آماده شدن برای مهمانی ای است که عصر همان روز به میزبانی خودش برگزار خواهد شد. داستان به منظور ایجاد تصویری بی نقص از زندگی کلاریسا و ساختار اجتماعی انگلستان در زمان میان دو جنگ جهانی، به طور مکرر در زمان به جلو و عقب رفته و از ذهن و زبان شخصیت های گوناگونی روایت می شود.
به عقیده ی بسیاری از منتقدین، رمان خانم دلوی، دربردارنده ی برخی از زیباترین، پیچیده ترین و بدیع ترین جملاتی است که تا به حال به زبان انگلیسی نوشته شده است و همین موضوع، دلیلی محکم برای خواندن این کتاب است.
تحریرهایی موجز از کتاب خانم دلوی
One of the most moving, revolutionary artworks of the twentieth century.
یکی تکان دهنده ترین و منقلب کننده ترین آثار هنری قرن بیستم.
Barnes & Noble
A complex and compelling modernist novel.
رمانی نوگرا، پیچیده و جذاب.
Thoughtco
Woolf’s great novel makes a day of party preparations the canvas for themes of lost love, life choices and mental illness.
این رمان بزرگ از وولف، یک روز مهمانی را به یک بوم نقاشی برای موضوعاتی چون عشق از دست رفته، انتخاب های زندگی و بیماری های روانی تبدیل می کند.
Guardian
خلاصه های کوتاه از کتاب خانم دلوی
خانم دلوی گفت که گل را خودش می خرد. آخر لوسی خیلی گرفتار بود. قرار بود درها را از پاشنه درآورند، قرار بود کارگران رامپلمیر بیایند. خانم دلوی در دل گفت، عجب صبحی، دل انگیز از آن صبح هایی که در ساحل نصیب کودکان می شود. چه چکاوکی! چه شیرجه ای! آخر همیشه وقتی، همراه با جیر جیر ضعیف لولاها، که حال می شنید، پنجره های قدی را باز می کرد و در بورتن به درون هوای آزاد شیرجه می زد، همین احساس به او دست می داد.
صداقت احساسش به سلی مثل احساس آدم به یک مرد نبود. بی هیچ چشمداشتی بود، و به علاوه کیفیتی داشت که فقط بین زنان امکان پذیر بود؛ بین زنانی که تازه بالغ شده اند. از جانب او حمایتگرانه بود.
او در نظر پیتر، احساساتی به نظر می رسید. همین طور هم بود. چرا که به این نتیجه رسیده بود که تنها چیزی که ارزش گفتن دارد، احساسات آدم است. باهوش بودن احمقانه بود، آدم باید خیلی ساده احساسش را بیان می کرد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.