تمدن و فرهنگ
همگرایی فرهنگی جهان و تحول فرهنگی ایرانیان
Civilization and culture
نویسنده کتاب
مرتضی مردیها
ناشر کتاب
انتشارات نشر ثالث
مترجم کتاب
ویژگی های تمدن و فرهنگ
| کد کتاب : | 32892 |
|
شابک : |
978-6004055628 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
354 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2020 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
18 مرداد |
350,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی تمدن و فرهنگ
معرفی تمدن و فرهنگ
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در کنار “تمدن و فرهنگ” ایرانیان، رویکردهای سازمان یافته و دانشگاهی در جهان از جمله در آمریکا، انگلیس و آلمان نیز به مخاطب معرفی شده و از این جهت عنوان فرعی کتاب، “همگرایی فرهنگی جهان و تحول فرهنگی ایرانیان” نام گرفته است. اندیشمندان حوزه ی “تمدن و فرهنگ” در کشورهای نامبرده به همراه نگرش های نوین آنان، به خواننده معرفی می شوند و افق جدیدی از دیدگاه های حاضر در این حوزه در اختیار مخاطب قرار می گیرد. نویسنده اظهار می دارد که گرچه در این مکتب ها، “تمدن و فرهنگ” دو حیطه ی در هم آمیخته اند و اغلب به جای هم به کار می روند، اما نیاز است که به مرور تفاوت ها و کاوش های مستقلی در هر یک از زمینه های نامبرده صورت بگیرد. به این ترتیب کتاب پیش رو، با اشاره به مضامین مشترک ، برداشت های همسو و ریشه های ابتدایی هر مفهوم، مسیری جدید را برای اندیشه و بررسی های بیشتر ولو در عرصه های آکادمیک کشور طراحی نموده است.
تحریرهایی موجز از کتاب تمدن و فرهنگ
تبسّم صلح روی لبان شهر پهن شده بود و طراوت آن چون آبی زیر پوست این می دوید. خاطره ها به سرعت محو می شد و کسی شبح خشونت را، که سایه وار از کوچه های شهر گذشته بود، جدی نمی گرفت. خوشه های خشم، غوره نشده مویز می شد، و ردّپای تیزی و تندی را محو می کرد. همه چیز آماده بود تا از پس فترتی کوتاه، تن لوند غزل دوباره روی پیکر چغر حماسه سنگینی کند و پشت او را به خاک بنشاند؛ تا دوباره خسرو آب تنی شیرین را در چشمه نظاره کند، تا دوباره بیژن به تماشای بزمگاه منیژه برود؛ تا دل های هرزه گرد به چین زلف یار بروند و عزم وطن نکنند و گوی های مرمرین در خم چوگان آبنوس بازی کنند و قپه های قمر چون دوقلوهای زیبا به موازات هم ناز کنند…
بی خیال باش صددرصد. برقی که از تن لذت گذر کرده و یک چند آن را در برزخ برفک وانهاده بود، خود هیچ نبود مگر “دنبالۀ ماجرا تا چند لحظۀ دیگر”. از سبزرویان شیرازی تا سپیدچهره های گیلانی و از ترکان تبریزی تا فارسان خراسانی همه می رفتند تا دوباره به نان گرم و آب سرد و بانگ نای و روی خوب درآویزند؛ اگر اصلا از آن گسسته بودند! لاله های وحشی با همۀ اصالتی که مدعی بودند، در برابر این باد آرام اما علی الدوام، که همه جای زمین می وزید، قدرت ماندن نداشتند؛ نه ریشۀ عمیق داشتند و نه تنۀ ستبر. آنچه بود، داغی پهن و سیاه بود که تمامی دل را زیر چتر خود گرفته بود و هرچه بود، از این داغ می زاد. از آن باد نامساعدی که از غرب به شرق می وزید، کسی گمان نمی برد که شقایق های بی بنیه بتوانند جای پای خویش را محکم کنند. کسی آن تغییر را جدی نمی گرفت. می رفت تا بی خیالی، از نوع آهنج، و خوش خیالی، از نوع عبّود، این آموزۀ بهلول را همه گیر کند که “این نیز بگذرد”. اما چنین نشد. همه چیز از آن آژیر قرمز شروع شد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.