بی سرزمین

The Book of Unknown Americans

نویسنده کتاب

کریستینا هنریکز

ناشر کتاب

انتشارات خزه

مترجم کتاب

آذین فراهانی

ویژگی های بی سرزمین

















کد کتاب : 21129

مترجم
:


آذین فراهانی



شابک
:

978-6229562581

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

282

سال انتشار شمسی
:

1398

سال انتشار میلادی
:

2014

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

1


:

17 شهریور

90,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی بی سرزمین

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «بی سرزمین» رمانی نوشته ی «کریستینا هنریکز» است که اولین بار در سال 2014 منتشر شد. خانواده ی «ریورا» پس از این که دخترشان «ماریبل» در یک سانحه تا آستانه ی مرگ پیش می رود، مکزیک را ترک می کنند و به آمریکا می روند. آن ها اما خیلی زود درمی یابند که بهبودی کامل «ماریبل»—چیزی که امید اصلی و رویای آمریکایی این خانواده به حساب می آید—چندان آسان نخواهد بود. انگار هر کار کوچک آن ها، با موانعی در رابطه با زبان، نژاد و فرهنگ مواجه است. در همسایگی آن ها، پسری جوان به نام «مایور تورو» زندگی می کند که خانواده اش پانزده سال پیش از پاناما به آمریکا آمدند. «مایور» چیزی را در «ماریبل» می بیند که دیگران نمی توانند: این که ورای صورت زیبای او و رنج هایی که متحمل شده، انسانی دوست داشتنی، شوخ طبع و خردمند نهفته است. اما همزمان با نزدیک تر شدن این دو شخصیت به یکدیگر، خشونت بر آینده ی همه ی آن ها در آمریکا سایه می افکند.

تحریرهایی موجز از کتاب بی سرزمین

An extraordinary novel that offers a new definition of what it means to be American.

رمانی خارق العاده که تعریفی جدید به معنای آمریکایی بودن می بخشد.

Amazon

Suspenseful, wry and rich in humanity.

پرتعلیق، طعنه آمیز و غنی در انسانیت.

Penguin Random House

A stunning novel of hopes and dreams, guilt and love.

رمانی خیره کننده درباره ی امید و آرزو، احساس گناه و عشق.

Common Reads

خلاصه های کوتاه از کتاب بی سرزمین

ما به ساده ترین ها قانع بودیم: غذای خوب بخوریم، راحت بخوابیم، لبخند بزنیم، بخندیم و خوب باشیم! چیزهایی که همانقدر که حق دیگران بودند، می توانستند حق ما هم باشند. البته حالا که فکر می کنم، می بینم که من چنان ساده و خوش خیال بودم که فکر می کردم قرار نیست هیچ چیز در زندگی ما از این که تا به حال بوده، بدتر شود.

تازه غروب شده بود و تاریکی از ناکجا در آسمان پخش می شد. چند دقیقه پیش که در خیابانی شلوغ می راندیم، از کنار چندین چهارراه، فست فود و فروشگاه زنجیره ای گذشتیم. هرچه به آپارتمان نزدیک تر می شدیم، خلوت تر می شد. آخرین چیزی که قبل از پیچیدن در جاده ی خاکی منتهی به پارکینگ دیدم، مکانیکی قدیمی ای بود که لوگوی نقاشی شده اش روی زمین در مقابل نمای سیمانی خاکستری رنگ آن خودنمایی می کرد.

راننده وانت را پارک کرد و سیگار دیگری آتش زد. تمام طول مسیر سیگار کشیده بود و به ما فهمانده بود که علاقه ای به معاشرت ندارد.

محصولات مرتبط با بی سرزمین

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بی سرزمین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما