به عقب نگاه نکن

Don't Look Back

نویسنده کتاب

کارین فوسوم

ناشر کتاب

انتشارات قطره

مترجم کتاب

ویژگی های به عقب نگاه نکن

















کد کتاب : 15002

مترجم
:

اعظم هدایتی


شابک
:

978-6222010539

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

340

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

1996

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

4


:

6 شهریور

305,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی به عقب نگاه نکن

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «به عقب نگاه نکن» رمانی نوشته ی «کارین فوسوم» است که اولین بار در سال 2004 به چاپ رسید. دختری خردسال ناگهان ناپدید می شود و بعد از مدتی، بدون هیچ آسیبی به خانه بازمی گردد. در همین حال گروه جست و جو، جسد عریان نوجوانی به نام «آنی هالند» را می یابند. «فوسوم» به شکلی استادانه داستان را به یک معمای قتل تبدیل می کند و با استفاده از نقطه نظرهای گوناگون، سرنخ هایی را به وجود می آورد که به تعلیق روایت می افزایند. بازرس «کنراد سه یر» و دستیار جوانش «یاکوب اسکار» با سرنخ های اندک و بدون هیچ شاهدی، باید از روابط و اسراری پرده بردارند که ممکن است آن ها را به قاتل «آنی» نزدیک تر کند.

تحریرهایی موجز از کتاب به عقب نگاه نکن

Psychologically astute, and horrifying.

دقیق از نظر روانشناختی، و رعب انگیز.

New York Times

With a heart-stopping conclusion.

با پایانی نفسگیر.

Entertainment Weekly

In this work, Fossum displays her mastery of psychological suspense.

«فوسوم» در این اثر، تبحر خود در خلق تعلیق روانشناختی را به نمایش می گذارد.

Publishers Weekly

خلاصه های کوتاه از کتاب به عقب نگاه نکن

در دوباره بسته شد و بوی تند آهن و چوب بلند شد. «راگنهیلد» با در حیاط درگیر بود اما نباید بی دقتی می کرد. ممکن بود سگ «مارته» از خانه بیرون برود. سگ داشت از زیر میز باغ به دقت نگاهش می کرد. وقتی مطمئن شد در حیاط کاملا بسته شده، از خیابان رد شد و در امتداد گاراژها به راه افتاد.

موهای نازکش همانند یک درخت نخل کوچک و کوتاه روی سرش بلند شده بود. شش سال و نیم داشت اما جثه اش نسبت به سنش کوچک بود. تا وقتی صحبت نمی کرد، کسی متوجه نمی شد مدرسه می رود.

«راگنهیلد» فکر کرد راننده چه چشمان جالبی دارد، کاملا درشت و گرد مثل توپ. چشمانش از هم فاصله داشتند و همانند یخ نازک، آبی کمرنگ بودند. دهانش کوچک بود و لب هایش برجسته و همانند دهان ماهی متمایل به پایین. مرد به او خیره شد.

محصولات مرتبط با به عقب نگاه نکن

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “به عقب نگاه نکن”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما