آی بی کلاه آی با کلاه
A Ba Kolah A Bi Kolah
نویسنده کتاب
غلامحسین ساعدی
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
ویژگی های آی بی کلاه آی با کلاه
| کد کتاب : | 5942 |
|
شابک : |
9789643518905 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
96 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1967 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
27 آبان |
75,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی آی بی کلاه آی با کلاه
معرفی آی بی کلاه آی با کلاه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
این اثر که یکی از بهترین نمایش نامه های خلق شده از “گوهرمراد” است، مسائل زیادی را زیر ذره بین برده که مستی و هشیاری، خرافات و حقیقت، حیات و مرگ و آگاهی و عدم آگاهی تنها بخشی از آن موارد هستند. در داستان “آی بی کلاه آی با کلاه”، مردم یک محله به دلیل سر و صداهای دلهره آوری که از یک ساختمان بدون سکنه بلند شده، دچار رعب و وحشت شده اند و پیرامون این اتفاق و مسائل مرتبط به آن، با یکدیگر در بحث و جدال اند. این نمایش نامه که “غلامحسین ساعدی” آن را در دو پرده به نگارش در آورده است، در هر قسمت فضاسازی ویژه ای را به تصویر می کشد.
در پرده ی نخست تحت عنوان “آی بی کلاه”، با سر و صدایی که از آن ساختمان متروکه بلند شده، ترس به جان مردم محل می افتد و حدس همه بر این است که هیولایی در ساختمان مخفی شده است. یکی از شخصیت های کتاب که مردی روی بالکن است، اعتماد مردم محل را جلب کرده و آن ها را متقاعد می کند که هیولایی برای نابودی آن ها در کمین است. در پایان پرده ی نخست، صحت یا کذب این ادعا روشن می شود اما اتفاقاتی که رقم خورده، سبب می شود تا در پرده ی دوم با نام “آی با کلاه”، مردم نسبت به حرف های مرد روی بالکن بی تفاوت شوند و نتیجه ی ناخوشایندی برایشان رقم بخورد.
تحریرهایی موجز از کتاب آی بی کلاه آی با کلاه
محله ای نوساز در حاشیه ی شهر. صحنه ، محوطه ایست که از تلاقی چند کوچه به وجود آمده. خانه ها همه تازه ساز است و خوش نما. طرف راست صحنه، خانه ای ست متروک و قدیمی با در و پیکر زمخت و دیوارهای خشتی. بیشتر پنجره های این خانه تخته کوب شده است. در نبش این خانه، پنجره ی دراز و بی قواره ای ست که راه پله ها را روشن می کند. طرف چپ صحنه، دو خانه با دو در کنار هم و چند پنجره. خانه ی جلویی، بالکن دارد و پنجره ی بزرگی که درست رو به روی راه پله های خانه ی متروک قرار گرفته. عقب صحنه نمای خانه ی دیگری ست با چند پنجره و دری بزرگ.
نیمه های شب است. چند چراغ خواب از پشت چند پنجره پیداست. تنها، چراغ خانه ای که بالکن دارد روشن است. ماه درآمده، نور ملایمی همه جا را پوشانده. در خانه ی رو به رو باز می شود، اول سر پیرمرد و بعد سر دختر از لای در پیدا می شود، هر دو وحشت زده اند. پیداست که تازه از خواب پریده اند. پیرمرد «رب دوشامبر» مستعملی به تن دارد. چند لحظه با ترس و وحشت به خانه ی متروک خیره می شوند، گوش می خوابانند، پنجره ها را نگاه می کنند، هر دو مردّدند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.