کنستانسیا
Constancia
نویسنده کتاب
کارلوس فوئنتس
ناشر کتاب
انتشارات ماهی
مترجم کتاب
عبدالله کوثری
ویژگی های کنستانسیا
| کد کتاب : | 12906 |
|
مترجم : |
عبدالله کوثری |
|
شابک : |
978-9642090686 |
|
قطع : |
جیبی |
|
تعداد صفحه : |
136 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1989 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
9 |
|
: |
8 آبان |
70,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کنستانسیا
معرفی کنستانسیا
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
” موسیو پلوتنیکوف ، بازیگر سالخورده ی روس، روز مرگش به سراغ من آمد و گفت سال ها خواهد گذشت و من روز مرگ خودم به دیدار او خواهم رفت. “
پس از مرگ پلوتنیکوف همسر ویتبی بهم می ریزد و این باعث می شود که ویتبی به چیزهایی شک کند و…
در کنستانسیا کارلوس فونتس پس از مدت ها بار دیگر به سبک آثار اولیه ی گوتیک خود برمیگردد. در کنستانسیا نیز مانند آئورا و دیگر آثار اولیه فونتس مرز خیال و واقعیت می شکند. فوتنس این داستان را در فضایی سوررئال و مبهم مخصوص به خودش روایت می کند که در آن خیال و واقعیت در هم می آمیزند و روایتی سخت خوان اما جذاب را خلق می کنند.
تحریرهایی موجز از کتاب کنستانسیا
از دنیا تقلید نکنیم، بلکه دنیاهای جدیدی بسازیم که در دسترس همه باشد، منحصر به فرد و غیرتکراری، دنیایی درون دنیایی دیگر…
دور و بر ما را معما گرفته و آن اندک چیزی که به یاری عقل می دانیم صرفا استثنایی است در دنیایی سراسر معما. عقل ما را به حیرت می اندازد و حیرت کردن – درشگفت شدن- مثل شناوربودن در دریای پهناوری است که دوتادور جزیره ی منطق را گرفته – اینها را در این بلندی سیزده هزارپایی با خود می گویم. به یاد ویوین لی در آنا کارنینا می افتم، به یاد صحنه ی ساخته شده برای آخرین امپراتور پیسکاتور، که همسایه ی بازیگرم توصیف کرده بود، می افتم و حالا می فهمم که چرا هنر دقیق ترین (و ارزشمندترین) نماد زندگی است. هنر معمایی را پیش می کشد اما راه حل این معما خود معمای دیگری است.
موسیو پلوتنیکوف ، بازیگر سالخورده ی روس، روز مرگش به سراغ من آمد و گفت سال ها خواهد گذشت و من روز مرگ خودم به دیدار او خواهم رفت.
درست از حرف هاش سر درنیاوردم. گرمای ماه اوت در ساوانا مثل خواب بریده بریده است. انگار دم به ساعت با لرزه ای بیدار می شوی و فکر می کنی چشم هات را باز کرده ای، اما واقعیت این است که از رویایی به رویای دیگر رفته ای. از طرف دیگر واقعیتی به دنبال واقعیت دیگر می آید و آن را کژ و کوژ می کند، آن قدر که به صورت رویا درآید. اما این در واقع چیزی نیست مگر واقعیتی پخته شده در حرارت 40 درجه. در عین حال می توان مطلب را این طور بیان کرد: ژرف ترین رویاهای من در بعدازظهرهای تابستان مثل خود شهر ساواناست که شهری است درون شهری دیگر درون…

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.