کتاب یک زندگی سیاسی
خاطرات دکتر علی اکبر سیاسی
A political life
نویسنده کتاب
علی اکبر سیاسی
ناشر کتاب
انتشارات نشر ثالث
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب یک زندگی سیاسی
کد کتاب:
10581
شابک:
978-9643802288
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
368
سال انتشار شمسی:
1401
سال انتشار میلادی:
2007
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
6
180,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب یک زندگی سیاسی
معرفی کتاب یک زندگی سیاسی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب یک زندگی سیاسی
کوششهای دکتر “علی اکبر سیاسی” در تعلیم روانشناسی شاید مهمترین عنصری باشد که بتوان از شخصیت و سبک زندگی او برای دوره جدید استخراج کرد. یکی از وظایف مستمر زندگی او، آموزش روانشناسی و کاربرد آن در تعلیم و تربیت و نیز تعمق در نظریهها و مکاتب پایه روانشناسی بود. با این حال، در ایران امروز، آموزش و آزمون روانشناختی و نیز بررسی انتقادی نظریهها و مکاتب پایه روانشناسی، کاملا رنگ باخته و جای خود را به فنگرایی شدید، درک نادرست نظریههای روانشناختی و تعظیم کورکورانه در برابر کالاهای روانشناختی داده است. تربیت دانشآموزانی که بتوانند نظریهها را خوب بفهمند و بنویسند و در نتیجه برای تکامل اجتماعی روانشناسی و گشودن قوانین ذهن تلاش کنند، مستلزم ایجاد مسیر و اهداف نوین برای روانشناسی است که کتاب “یک زندگی سیاسی”، با ارائهی زندگینامهی خودنگار دکتر “علی اکبر سیاسی”، گوشهای از اهمیت این کار و تلاشهای شخص وی در این زمینه را به تصویر میکشد.
درباره نویسنده کتاب علی اکبر سیاسی

خلاصه هایی از کتاب یک زندگی سیاسی
گویا پنج سال داشتم. یکی از روزها با چند پسر بچه دیگر در فضای جنوبی خانه مسکونی خودمان سرگرم بازی بودیم. ناگهان این کلمات به گوشم خوردند : « علی از همه ی بچه ها خوشگلتره ! » بی اختیار سر را برگرداندم ببینم این داوری دل انگیز از کیست . چشمانم به چشمان آبی رنگ خانم خانما افتاد که به من لبخند می زد . کمی سرخ شدم و با شوری افزون تر بازی را دنبال کردم . « خانم خانما » نام دختر آقا میرزا حسن صاحب خانه ای بود که پدرم از او اجاره کرده بود . این دختر خانم حدود پانزده سال داشت . موهای بلند و بور و چشمانش آبی رنگ و درخشان بودند . او با دو دختر سبزه روی سیه موی دیگر روی پلکان اطاق پنج دری که سالن پذیرایی به شمار می رفت ، نشسـته بودند و بازی ما بچه ها را تماشا می کردند . این دخترها را من تقریبا هر روز می دیدم ولی تا آن روز متوجه نشـده بودم که « خانم خانما » از همه آنها زیباتر و دوست داشتنی تر است.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.