کتاب گفت و گو با غریبه ها
هزارتوی شناخت دیگران
Talking to Strangers
نویسنده کتاب
مالکوم گلدول
ناشر کتاب
انتشارات آموخته
مترجم کتاب
فاطمه علی پور تنگسیری
ویژگی های کتاب گفت و گو با غریبه ها
کد کتاب:
148274
شابک:
978-6226650731
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
302
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2019
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
1
336,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب گفت و گو با غریبه ها
معرفی کتاب گفت و گو با غریبه ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب گفتگو با غریبه ها
مالکوم گلدول در حالی که این سوال ها را مورد بررسی قرار می دهد، صرفا کتابی برای خواندن ننوشته است. او این اثر را برای شنیدن نیز خلق کرده. در نسخه ی صوتی کتاب گفتگو با غریبه ها، مخاطب صدای افرادی که با آن ها مصاحبه شده نظیر دانشمندان، جرم شناسان و روانشناسان ارتش را نیز می شنود. رونوشت دادگاه ها مجددا اجرا شده و به نمایش درآمده اند. گلدول در این کتاب، کلاهبرداری برنی مادوف، دادگاه آماندا ناکس و خودکشی سیلویا پلات را بازبینی می کند و مخاطب مستقیما از بازیگران حقیقی این تراژدی های واقعی می شنود. نویسنده با افراد درخشانی مصاحبه می کند و دیدگاه های قوی را ایجاد میکند. او چشمانی تیز و طبعی کنایی دارد و یکی از بهترین مشاهده گرهای نسل حاضر محسوب می شود که با یاری دادن مخاطب در دیدن تصویر بزرگ تر و اندیشیدن به آن، تلاش در توجیه شرایط انسان ها دارد و به همین دلیل مخاطبان او را تحسین می کنند.
گلدول بحث می کند که یک چیزی درباره نویسنده کتاب ی ابزارها و استراتژی هایی مورد استفاده ی ما برای سر در آوردن از کار افرادی که نمی شناسیم، اشتباه است. و چون ما نمی دانیم که چطور باید با غریبه ها صحبت کنیم، با آغوش باز ناسازگاری ها و سو تفاهم ها را به زندگی خود دعوت می کنیم واین اختلافات و سو تفاهم ها، اثری عمیق بر زندگی و جهان پیرامون ما خواهد گذاشت.
درباره نویسنده کتاب مالکوم گلدول
ویژگی های کتاب گفتگو با غریبه ها
- نامزد جایزه گودریدز سال 2019

گفت و شنودهایی درباره کتاب گفتگو با غریبه ها
گفتگو با غریبه ها کتابی دوست داشتنی است که باید خوانده شود…خواندن آن نه تنها طرز نگاه شما به غریبه ها را تغییر می دهد، بلکه طرز نگاه شما به خودتان و اخبار و جهان را نیز تغییر می دهد.
موفقیت عمده ی آقای گلدول زمانی اتفاق می افتد که ذهن شکاک به این می اندیشد که شاید ما درباره ی همه چیز اشتباه می کنیم و شاید، تنها شاید این آقای گلدول نقشه ای در سر دارد…گفتگو با غریبه ها نسبت به عناوین قبلی او وزین تر است.
گلدول اثری متقاعد کننده با شروعی مکالمه ای ارائه داده است…در عصر حاضر که دنیا به طور غیر قابل حلی قطبی شده است، کتابی که شیوه های مختلف شکست یا سو برداشت در ارتباط با دیگران را بررسی می کند، بسیار ضروری است. گلدول با ترکیبی از گزارشات و تحقیقات و قلمی روایتگر، مثال هایش را در این کتاب خواندنی و ضروری و هیجان انگیز روشن می کند.
موارد مطالعه ی گلدول بسیار مهیج اند…سرشار از حکایات گیرا از گذشته های دور و نزدیک. او از این داستان های میخکوب کننده استفاده می کند تا مشاهداتی در باب نحوه ی ارتباط ما با غریبه ها را ارائه کند.
یک اثر سیاحتی و تفکربرانگیز دیگر از گلدول…خوانندگان با اثری دیگر که به آنها می گوید هر چه فکر می کنید بلدید، اشتباه است، رو به رو می شوند که آن ها را ناامید نخواهد ساخت.
هم جذاب و هم موضوعی … رساله ای متفکرانه … گلدول با نثری رنگارنگ ، روان و در دسترس که امضای اوست، می نویسد.
خلاصه هایی از کتاب گفتگو با غریبه ها
مفهوم شفافیت تاریخچه ای طولانی دارد. در سال 1872، سیزده سال پس از اولین نظریه معروف تکامل، چارلز داروین کتابی با عنوان بیان احساسات در انسان و حیوان منتشر کرد. وی عقیده داشت خندیدن، اخم کردن، چین دادن به بینی برای نشان حس انزجار، همگی جزو رفتار تکاملی انسان برای تطبیق یافتن است. بیان احساسات با سرعت و دقت به یکدیگر، یکی از مهم ترین ارکان بقای بشر بوده است. او عقیده داشت که تکامل در صورت، آن را به بیلبوردی از قلب تبدیل کرده است.
ایده داروین کاملا درونی است کودکان هرگاه شادند، می خندند، وقتی غمگین اند، اخم می کنند و هنگام تحیر، نفسشان بند می آید؛ نه اینکه صرفا کسانی که در کلیولند، تورنتو و یا سیدنی این برنامه را می بینند، متوجه می شوند، بلکه همه آن را درک می کنند.
جلسات دادگاه تعیین غرامت در فصل دوم یک نوع تمرین شفافیت است. قضات با نوشتن ایمیل و یا به صورت تلفنی کار نمی کنند. آن ها باور دارند که باید متهم را ببینند. چند سال پیش، یک زن مسلمان در میشیگان شاکی یک پرونده بود. در دادگاه روبندی به صورت داشت که همه چیز جز چشمانش را می پوشاند. قاضی از او خواست تا آن را دربیاورد، ولی زن قبول نکرد. پس قاضی پرونده را مختومه اعلام کرد. او بر این باور بود که نمی تواند قضاوت درستی داشته باشد، اگر نتواند یکی از طرفین را مشاهده کند. او به زن گفت:
یکی از وظایف من در کنار شنیدن دفاعیات، نگاه کردن به صورت هاست تا بدانم چه اتفاقی رخ داده است. اگر شما پوشش خود را برندارید، من نمی توانم متوجه شوم آیا شما حقیقت را می گویید یا نه. نمی توانم حالات چهره و دیگر جزئیات لازم را مشاهده کنم.
آیا شما هم فکر می کنید که حق با قاضی بوده است؟ حدس می زنم که بسیاری از شما با او موافقید. ما وقت زیادی را صرف نگاه کردن به صورت مردم نمی کنیم، اگر گمان کنیم چیز با ارزشی برای فهمیدن در آن وجود ندارد. در رمان ها می خوانیم که چشم هایش بر اثر تعجب گرد شد یا از شدت ناراحتی صورتش را در هم کشید و ما کاملا می پذیریم که این حالات در چهره اش پدید آمده است….
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.