کتاب کوه آنالوگ
رمانی درباره یک ماجراجویی کوهستانی غیراقلیدسی و به طرز نمادینی واقعی
Le Mont Analogue
نویسنده کتاب
رنه دومال
ناشر کتاب
انتشارات رایبد
مترجم کتاب
محمدعلی رفیعی
ویژگی های کتاب کوه آنالوگ
کد کتاب:
148380
شابک:
978-6228137285
قطع:
جیبی
تعداد صفحه:
179
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
1952
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
1
150,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب کوه آنالوگ
معرفی کتاب کوه آنالوگ
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب کوه آنالوگ
درباره نویسنده کتاب رنه دومال

گفت و شنودهایی درباره کتاب کوه آنالوگ
کوه آنالوگ داستانی شگفتانگیز است، اما هر رشته از داستان از یک موقعیت روانشناختی کاملا باورپذیر نشأت میگیرد. در ابتدای داستان، راوی مقالهای را که با شوخی و تردید نوشته و «هرگز واقعا به آن باور نداشته» منتشر کرده و سپس آن را از یاد برده است. اما با آیرونی اشتباه انسانی، همان مقاله دروازة حقیقت نهایی را میگشاید. در آیرونی مشابهی، تنها تهدید بیرونی برای این سفر اکتشافی از جانب برخی از اعضای اصلی گروه است که به اهداف آن خیانت میکنند و گروه رقیب را شکل میدهند. علیرغم روایت ماجراجویانه، دومال چندین بار به ملاحظات عملی و نمادین پول بازمیگردد. ساختار مالی منحصربهفرد جزیرة کوه آنالوگ، بهجای حمایت از تجارت صرفا مادی، از والاترین آمال و آرزوهای جامعه نشأت میگیرد و به آن بازمیگردد. چند کلمة ساده در صفحات اولیه ترجیعبند تفکر دومال را تکرار میکند: بزرگشدن در تمدن مدرن غربی ما را وامیدارد برخی قوهها را فرونشانیم و به الگویی از تجربه پناه ببریم که ما را از بخش عمدة دانش معنوی محروم میسازد. کوه آنالوگ با صدایی آرام از سفر و آزادی سخن میگوید که انسان را به نزدیکآمدن و شنیدن فرامیخواند.
خلاصه هایی از کتاب کوه آنالوگ
بهقدری سرگرم کار شده بودم که دیگر حتی اغواگران روزانه را که تشویقم میکردند، تشخیص نمیدادم تا اینکه یک روز صبح برگۀ «امروز تو هستی» به دست خودم رسید. اولین برادری که ملاقاتش کردم همان غولبیابانی چشمآبی بود. با چنان زهرخندی با من احوالپرسی کرد که انگار آب سرد رویم ریختند. یکباره به بچگانهبودن تحقیقاتم و نقش شرمآوری که به من سپرده بودند، پی بردم. برخلاف قوانین، نزد مافوقم رفتم و به او گفتم دیگر نمیتوانم بپذیرم «نقش شیطان را بازی کنم». او با ملایمتی جدی، شاید صادقانه، شاید حرفهای، به من گفت: «پسرم، در شما عطشی سیریناپذیر به ادراک وجود دارد که اجازه نمیدهد در این خانه بمانید. به درگاه خداوند دعا میکنیم به شیوههای دیگر شما را نزد خود بخواند.»
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.