کتاب کلاف سردرگم
A tangled web
نویسنده کتاب
ال ام مونتگمری
ناشر کتاب
قدیانی
مترجم کتاب
محمدحسام برجیسیان
ویژگی های کتاب کلاف سردرگم
کد کتاب:
27519
شابک:
978-6000808754
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
304
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
1931
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
2
210,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب کلاف سردرگم
معرفی کتاب کلاف سردرگم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
کتاب «کلاف سردرگم» نام یک رمان کانادایی به نویسندگی “ال ام مونتگمری” است که در سال ۱۹۳۱ به چاپ رسید. این رمان از معدود کتاب هایی است که مونتگومری، برای بزرگسالان نگاشته است. داستان کلی کتاب درباره ی دو خانواده ی بزرگ «پن هالو» و «دارک» است که طی سالیان متمادی، ۶۰ عضو هر یک با ۶۰ عضو دیگری پیوند زناشویی بسته اند و اینک پس از سال ها، شبکه ی درهم پیچیده ای از عواطف و روابط خانوادگی و بین فردی میان آن ها ایجاد شده است. این کتاب به دلیل سقوط وال استریت، در سال ۱۹۲۹ فروش چندان خوبی نداشت. وقتی عمه بکی وصیت می کند تا وارث کوزه ی قدیمی معروفش یک سال پس از مرگ او مشخص شود، سرنوشت خاندان دارک ها و پن هلو ها تا ابد دستخوش تغییر می شود. او مدتی به عنوان رئیس غیر رسمی قبیله (خانواده های گسترده دارک و پن هالو) در نظر گرفته شده بود و برای همه ی آن ها به عنوان عمه بکی شناخته میشد. او طی سالیان گذشته اجتماعات دورهمی بعد از ظهر قبیله ی خود را که به اصطلاح ،”هم تراز “خوانده می شوند ، در خانه ی خود برگزار کرده است. هیچ درامی بین خانواده های دارک و پن هالو نمی تواند آن ها را برای آنچه پس از فاش شدن صاحب کوزه آغاز می شود، آماده کند. وقتی یک سال کامل از سرنوشت این قبیله را دنبال می کنیم ، امیدها و کاستی ها آشکار می شود. کوزه ی افسانه ای در حالی که هر یک از اعضای خانواده برای به دست آوردن آن تلاش می کند ، در میان این عشق ، دلشکستگی و خنده نشسته است..

متن های خلاصه از کتاب کلاف سردرگم
او از روی صندلی بلند شد و آمد جلو میز؛ دو دستش را گذاشت به لبه ی آن. عکاس از کارگاهش عکس ها را آورد:
ببینم همینه؟ بعله، خودشه.
او دستش را دراز کرد و عکس ها را گرفت، کمی نگاه کرد و بعد:
این ها نیست. اشتباه کرده اید.
چطور؟ فرمودید…
اشتباه کرده اید. من سبیل ندارم، این عکس ها سبیل داره… از آن گذشته من کلاه سرم نمی گذارم.
عکاس به تندی عکس ها را گرفت و با دقت به آن ها و بعد به قیافه ی او نگاه کرد:
عجیبه… اما خیلی به شما شباهت داره.
گفت و شنودهایی در مورد کتاب کلاف سردرگم
مونتگومری زیبا می نویسد و با ورق زدن هر صفحه اشک غم و شادی به همراه می آورد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.