کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
Where I am likely to Find it
نویسنده کتاب
هاروکی موراکامی
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
بزرگمهر شرف الدین
ویژگی های کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
کد کتاب:
2872
شابک:
9789643623296
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
166
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2005
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
27
230,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
معرفی کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
“کجا ممکن است پیدایش کنم” یکی از داستان های کوتاه هاروکی موراکامی است. شوهر خانم کورومیزاوا گمشده است. یک کارگاه خصوصی درباره نویسنده کتاب آنچه خانم کورومیزاوا به او می گوید یادداشت برداری می کند. او قصه گو ماست. “پدر شوهر من سه سال پیش توسط یک ماشین زیر گرفته شد و کشته شد و راننده فرار کرد.” او داستان ناپدید شدن همسرش را با درگذشت پدر شوهرش آغاز می کند.
“پدر شوهر من، سه سال پیش، خیابان، باران شدید، اول اکتبر، شب. من دوست دارم وقتی می نویسم بسیار محتاط باشم ، بنابراین مدت زیادی طول می کشد تا این کتاب نوشته شود. “
راوی ما فردی موذی است ، خانم که در حال پرداختن به جزئیات است، او به این فکر است که آیا مداد او تیز است و یا مداد او چقدر تیز است! یا بینی یا پاهای آن خانم چه زیباست!!! به هر حال … او وقت زیادی را برای پیدا کردن سرنخ و پیدا کردن آقای کورومیزاوا، صرف سوال کردن از مردم می کند، در حالی که در جستجوی پسر ناپدید شده است متوجه می شود که:
“من تصور می کنم جستجوی من – در جایی – ادامه خواهد یافت. جستجوی چیزی که می تواند به خوبی راه را به من نشان دهد. امیدوارم که جستجو مرا به جایی برساند که بتوانم آن را پیدا کنم.”
درباره نویسنده کتاب هاروکی موراکامی

خلاصه هایی از کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم
گاهی اوقات ما به کلمات احتیاج نداریم. در عوض ، این کلمات هستند که به ما احتیاج دارند.
یک شاعر در بیست و یک سالگی می میرد، یک انقلابی یا یک ستاره ی راک در بیست وچهارسالگی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می کنی همه چیز روبه راه است. فکر می کنی توانسته ای از «منحنی مرگ انسان» بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی. موهایت را کوتاه می کنی؛ هر روز صبح صورتت را اصلاح می کنی، دیگر یک شاعر نیستی، یا یک انقلابی و یا یک ستاره ی راک. در باجه های تلفن از مستی بیهوش نمی شوی یا صدای «دورز» را ساعت چهار صبح بلند نمی کنی. در عوض، از شرکت دوستت بیمه عمر می خری، در بار هتل ها می نوشی و صورت حساب های دندان پزشکی را برای خدمات درمانی نگه می داری.
این کارها در بیست و هشت سالگی طبیعی است. اما دقیقا آن وقت بود که کشتار غیرمنتظره در زندگی ما شروع شد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.