کتاب پلیس را خبر می کنم
I'm Calling the Police
نویسنده کتاب
اروین دی یالوم
ناشر کتاب
انتشارات نوای مکتوب
مترجم کتاب
مرجان معتمد حسینی
ویژگی های کتاب پلیس را خبر می کنم
کد کتاب:
1094
شابک:
978-600-96667-5-1
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
80
سال انتشار شمسی:
1397
سال انتشار میلادی:
2011
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
3
100,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب پلیس را خبر می کنم
معرفی کتاب پلیس را خبر می کنم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب پلیس را خبر می کنم
«مسئله ای سخت در جریان است… گذشته در حال فوران است… دو زندگی ام، در روز و در شب، در حال به هم پیوستن اند… باید با تو صحبت کنم.» دوست قدیمی یالوم در دانشکده ی پزشکی، با این جملات از او تقاضای کمک می کند. باب برگر در طول رفاقت پنجاه ساله اش با یالوم، هیچ وقت چیزی از ترس های شبانه اش به او نگفته بود. اما حالا، او بالاخره مجبور می شود این کار را انجام دهد. برگر در کتاب پلیس را خبر می کنم، عذاب ناشی از گذشته ای زخم خورده از جنگ را برای یالوم تعریف می کند: برگر با تظاهر به مسیحی بودن، توانست از هولوکاست جان سالم به در ببرد؛ اما پس از سپری کردن سال های متمادیِ سرکوب و تلاش برای جبران، مواجهه ای مخاطره آمیز باعث می شود خاطرات دردناک آن سال ها دوباره جان یابند. یالوم و دوست قدیمی اش به همراه یکدیگر، به تشریح و تفسیر پاره هایی از گذشته ای دردناک و کابوس وار می پردازند.
درباره نویسنده کتاب اروین دی یالوم
ویژگی های کتاب پلیس را خبر می کنم
- جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

گفت و شنودهایی درباره کتاب پلیس را خبر می کنم
کاوشی قدرتمند در مهمترین تم های مورد استفاده ی یالوم: خاطرات، ترس و درمان.
نگاهی به زندگی خود یالوم.
کتابی کوتاه اما پرمایه و تکان دهنده.
خلاصه هایی از کتاب پلیس را خبر می کنم
هنگامی که مهمانی پنجاهمین تجدید دیدار دانشکده ی پزشکی به پایان رسید، دوست قدیمی ام، رابرت برنت، تنها دوستی که از دوران دانشکده ی پزشکی برایم باقی مانده بود، به من فهماند که نیاز به صحبت دارد. اگرچه ما مسیرهای حرفه ای مختلفی را پیش گرفته بودیم، او در جراحی قلب و من در صحبت های شفابخش برای قلب های شکسته، رابطه ی نزدیکی را شکل داده بودیم که هردویمان می دانستیم به درازای عمر خواهد بود.
وقتی باب، بازویم را گرفت تا من را به کناری بکشد، می دانستم اتفاق بدشگونی افتاده است. باب به ندرت به من دست می زد. ما روانشناس ها به این جور چیزها توجه می کنیم.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.