کتاب هایدی
رنگین کمان کلاسیک 9
Heidi
نویسنده کتاب
یوهانا اشپیری
ناشر کتاب
انتشارات افق
مترجم کتاب
ثمین نبی پور
ویژگی های کتاب هایدی
کد کتاب:
151862
شابک:
978-6223320668
قطع:
جیبی
تعداد صفحه:
448
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
1880
نوع جلد:
زرکوب
سری چاپ:
3
455,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب هایدی
معرفی کتاب هایدی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب هایدی
دختری پنج ساله و یتیم به نام هایدی به کوه های آلپ فرستاده می شود تا پیش پدربزرگش به زندگی ادامه دهد. همه در روستا از پدربزرگ می ترسند اما ریش بلند و ابروهای پرپشت و خاکستری اش در نظر هایدی بسیار جالب و دوست داشتنی است. هایدی، عاشق زندگی جدیدش در کوهستان، بازی زیر نور آفتاب و بزرگ شدن در میان بزها و پرندگان شده است. اما در یک روز خیلی بد، عمه ی او به آن جا می آید و او را مجبور می کند که با خانواده ای جدید در شهر زندگی کند. اما هایدی طاقت دور بودن از پدربزرگ را ندارد؛ آیا او می تواند راهی برای بازگشت به کوهستان و جایی که به آن تعلق دارد، پیدا کند؟
درباره نویسنده کتاب یوهانا اشپیری
ویژگی های کتاب هایدی
- جزو لیست کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند
- فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

گفت و شنودهایی درباره کتاب هایدی
داستانی لذت بخش برای کودکان و کسانی که عاشق کودکان هستند.
داستانی کلاسیک درباره ی دوستی و عشق خانوادگی.
این داستان اشپیری هیچ وقت خسته کننده نخواهد شد.
خلاصه هایی از کتاب هایدی
در یکی از روزهای آفتابی اواخر بهار، زن بلندقد و سرزنده ای از جاده بالا می رفت. او با یک دست، بسته ای را حمل می کرد و با دست دیگرش دخترکوچولویی را، که تقریبا پنج ساله به نظر می آمد، به دنبال خود می کشید، گونه های آفتاب سوخته ی بچه قرمز شده بود. البته جای تعجب نبود؛ چون در آن هوای آفتابی و داغ، او را طوری پوشانده بودند که انگار وسط زمستان است. چهره ی کودک به سختی قابل تشخیص بود، چون دو پیراهن پشمی تنش کرده و یک روسری بزرگ و قرمز را حسابی دورش پیچیده بودند. او شبیه یک بقچه ی بی قواره ی لباس بود که روی دو پوتین چرمی به طرف بالا حرکت می کرد.
بیا از چیزهایی که می توانیم ببینیم لذت ببریم، عزیزم، و به آن هایی که نمی توانیم ببینیم فکر نکنیم.
من همیشه دعا می کنم… و اگر خدا زود به آن ها جواب ندهد می دانم که به خاطر این است که نقشه ی بهتری برای من دارد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.