کتاب ما دروغگو بودیم
We Were Liars
نویسنده کتاب
امیلی لاکهارت
ناشر کتاب
انتشارات میلکان
مترجم کتاب
کاوان بشیری
ویژگی های کتاب ما دروغگو بودیم
کد کتاب:
724
شابک:
978-600-7443-24-8
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
200
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2014
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
35
215,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب ما دروغگو بودیم
معرفی کتاب ما دروغگو بودیم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب ما دروغگو بودیم
این رمان با داستانی آغاز می شود که توسط قهرمان کتاب، کادنس سینکلر، روایت می شود. او، تابستان هایی را به یاد می آورد که قبل از تابستان پانزدهم، در جزیره ی شخصی پدربزرگ و مادربزرگش می گذراند. در این جزیره، چهار خانه وجود دارد: عمارتی بزرگ متعلق به پدربزرگ و مادربزرگ و سه خانه ی دیگر برای سه دخترشان. کادنس همچنین از پسری به نام گَت سخن می گوید و این که چگونه عاشق و شیفته ی او شد.
در تابستان پانزدهم، رابطه ای عاشقانه میان کادنس و گَت شکل می گیرد اما حادثه ای ناگوار همه چیز را تغییر می دهد. کادنس با آسیب هایی جدی در آب و نزدیک ساحل پیدا می شود؛ او از آن موقع به میگرن مبتلا شده و نمی تواند به جز حادثه ی تصادف، جزئیات دیگری را از تابستان پانزدهم به یاد آورد. مادر کادنس هم از دادن اطلاعات درباره نویسنده کتاب ی این که در آن تابستان چه اتفاقاتی افتاد، سر باز می زند. اما حقیقت ماجرا چه بوده است؟
درباره نویسنده کتاب امیلی لاکهارت
ویژگی های کتاب ما دروغگو بودیم
- برنده ی جایزه ی بهترین کتاب نوجوان گودریدز سال 2014
- جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

گفت و شنودهایی درباره کتاب ما دروغگو بودیم
زیرکانه، هوشمندانه و بسیار جذاب.
هیجان انگیز، زیبا و فوق العاده هوشمندانه.
پایان این داستان، آن قدر حیرت انگیز است که برای مدت ها در ذهن مخاطبین خواهد ماند.
خلاصه هایی از کتاب ما دروغگو بودیم
خوب است که آدم را دوست داشته باشند، حتی اگر دوام نداشته باشد. خوب است که آدم بداند روزی روزگاری من بودم و او.
دوستش داشتم. دوستش داشتم، تا جایی که می توانستم. اما حق با او بود. خوب و کامل او را نشناختم. هرگز آپارتمانش را نخواهم دید، دستپخت مادرش را نخواهم چشید، دوستان مدرسه اش را نخواهم دید. من هرگز روتختی تختخوابش یا پوسترهای روی دیوار اتاقش را نخواهم دید. من هرگز غذاخوریای را که در آن صبح ها ساندویچ تخم مرغ می خورد یا گوشه ای را که در آن جا دوچرخه اش را دوقفله می کرد، نخواهم شناخت.
زمانی نوشته ای می خواندم که می گفت رمان باید مجموعه ای از شگفتی های کوچک را ارائه کند. وقتی یک ساعت را در کنار تو می گذرانم، دقیقا همین حال در من به وجود می آید.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.