کتاب ما
We
نویسنده کتاب
یوگنی زامیاتین
ناشر کتاب
انتشارات بیدگل
مترجم کتاب
بابک شهاب
ویژگی های کتاب ما
کد کتاب:
38598
شابک:
978-6226863483
قطع:
پالتویی
تعداد صفحه:
419
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1921
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
15
440,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب ما
معرفی کتاب ما
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب ما
قهرمان داستان شخصی بهنام D-503 است که معمار ارشد سفینهی انتگرال است. سفینهای که «دولت یکتا» قصد دارد بهمنظور شناسایی دیگر گونههای زندگی در هستی به فضا پرتاب کند تا تمدن و فرهنگ برتر خود را به آنان برساند و آنها را در زیر سایهی خود شادمان کند.
D-503 چند مدت مانده به پرتاب انتگرال برای یافتن و سودرسانی به جوامع کمتر پیشرفته، تصمیم میگیرد افکار خود را در یاددشتهای روزانهاش ثبت کند. او از نظم و سرسپردگی ریاضیوار همهی عناصر در جامعهشان سخن میگوید و ادامه میدهد که چرخش یکنواخت چرخدندهها، رفتوآمد منظم کارمندان انتگرال و زندگی روزمرهی آدمیان، همه و همه زیبا است، چون از حکم عقل پیروی میکند. در آرمانشهرشان هر عنصر کارکردی ضروری و بهجا دارد.
ملاقات اتفاقی D-503 با زنی زیبا و مرموز اتفاقاتی ناشناخته و غریب را برایش رقم میزند و او بهناگاه دنیای خود را وارونه و ویران میبیند. زن با او از چیزی غریب و ناشناخته به نام «روح» صحبت میکند که انسان را قادر به خیالورزی میسازد. بیماریای که مدتها پیش ریشهکن شده است.
معروف است که جورج اورول ایدهی رمان معروف خود ۱۹۸۴ از رمان «ما» وام گرفته و آن را به شیوهی خود قوام بخشیده است. «ما» از زمان انتشار، نویسندهها و متفکران بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است و قدرت خیالپردازانهی بیبدیلش آن را به اثری مانا در عرصهی ادبیات روسیه تبدیل کرده است.
درباره نویسنده کتاب یوگنی زامیاتین

گفت و شنودهایی درباره کتاب ما
ما یکی از بهترین کتاب های قرن است.
یکی از بهترین ها.
فوق العاده.
خلاصه هایی از کتاب ما
بهار. باد از آن سوی دیوار سبز، از دشت های ناپیدای بکرو وحشی گرده زرد و عسل رنگ گل هایی ناشناخته را به همراه می آورد. لبها در اثر این گرده شیرین خشک می شوند؛ آدم هر دقیقه یک بار زبانش را روی لب هایش می کشد و تصور میکند احتمالأ لبهای همه زنان غریبه (و البته لب های مردان هم شیرین است. این تصورات تا حدودی در جریان تفکر منطقی اخلال ایجاد میکند.)
اما آسمان آبی، عاری از حتی لکه ابری (چه بی ذوق بوده اند قدما که این توده های مضحک و درهم بخارکه | احمقانه درهم میلولند الهام بخش شاعرانشان بوده). من فقط چنین آسمان استریل و بی نقصی را دوست دارم – و مسلما با یقین میتوانم بگویم ما دوست داریم.
آسمان خرم و آبی، خورشیدهای کوچک روی پلاکها و چهره هایی که جنون اندیشه مکدرشان نکرده… پرتوها – میدانید؟ همه از ماده ای واحد، درخشان و خندان ساخته شده است و ضرب سازهای برنجی: «دارام – دام – دام، دارام – دام – دام» و این پلکان برنجی که زیر نور خورشید میدرخشند و با بالا رفتن از هرکدامشان، به آن فضای آبی سرگیجه آور نزدیک و نزدیک تر می شوی …
و بعد، درست همان طور که صبح در کارگاه اتفاق افتاد انگار اولین بار بود در زندگی که همه این چیزها را میدیدم: خیابان های تغییرناپذیر و مستقیم، شیشه کف پیاده روها که نور را منعکس می کرد، منشور عالی ساختمان های شفاف متوازی السطوح، هارمونی مربع شکل ردیف های آبی مایل به خاکستری.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.