کتاب فیگو
Figo
نویسنده کتاب
رویا میرغیاثی
ناشر کتاب
انتشارات فاطمی
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب فیگو
کد کتاب:
149888
شابک:
978-6226630207
قطع:
رحلی
تعداد صفحه:
32
سال انتشار شمسی:
1403
نوع جلد:
شومیز
175,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
اینماد
سلامت فیزیکی
دسته بندی های موضوعی کتاب فیگو
دسته: کتاب
برچسب: ادبیات ایران, ادبیات داستانی, ادبیات کودک و نوجوان, ایران و کتاب, داستان مصور, دهه 2020 میلادی, کتاب کودک
معرفی کتاب فیگو
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
درباره نویسنده کتاب رویا میرغیاثی
روز دهم بهمن سال شصت، شنبه بود و در کرج برف میبارید که به دنیا آمدم. از کودکیام خیالبافی یادم مانده و تنهایی. قصههایی بود که در خلوت میساختم و بلندبلند برای خودم تعریف میکردم. بعد هم که سواددار شدم و کتابها و روزنامهها به زندگیام راه پیدا کردند.
مسابقههای کتابخوانیِ دبستان از سرگرمیهای محبوبم بود. کتابخانهی کوچکی هم در محلهمان داشتیم که خودمان ساخته بودیم. هر بچهای چندتا کتاب و مجله آورده بود و پشت پنجرهی خانهی آقای باغی چیده بودیم و مهدی کتاب امانت میداد. کیهان بچهها از گنجهایی بود که در این کتابخانه یافتم و بعد هم که آفتابگردان آمد؛ اولین روزنامهی کودکان و نوجوانان. خبرنگار افتخاری شدم و نامه پشت نامه مینوشتم؛ از گزارشهای کوتاه شهری تا نقد برنامههای تلویزیونی. نوشتههایم چاپ و دلخوشیهایم بیشتر میشد. چند سال بعد، عضو خانهی روزنامهنگاران جوان شدم و فعالیت مطبوعاتیام با هفتهنامهی خانه و چندتا روزنامهی دیگر ادامه پیدا کرد. نوشتن و خواندن کمک میکرد تا جسور و شجاع باشم و دلم میخواست شکلهای تازهای از زندگی را تجربه کنم. دوست داشتم مستقل شوم و هرچه زودتر شغلی داشته باشم و درآمدی.
از بین گزینههای ممکن، میتوانستم به هنرستان بروم و دیپلم فنی و حرفهای بگیرم تا با آن کار کنم. همهچیز همان شد که میخواستم. حسابداری خواندم و همینکه در بانک مشغول به کار شدم، وسوسهی خواندن و نوشتن به سراغم آمد و هفده سالگیام سخت شد. باید تصمیم میگرفتم که با خودم چه کنم. عاقبت، تسلیمِ خواندن و نوشتن شدم. دوباره به مدرسه برگشتم و دورهی پیشدانشگاهی را گذراندم و بعد کنکور دادم و آمدم تهران. میخواستم رشتهی علوم ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبایی بخوانم، ولی برای تحصیل در رشتهی مددکاری اجتماعی پذیرفته شدم. آن سالها، گاهی برای روزنامهی ایران و ضمیمههای روزنامهی جامجم مینوشتم و بیشتر برای خودم. بعد از فارغالتحصیلی، دوباره شروع کردم به کار.
صبحها کارمندِ معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی بودم و عصرها میرفتم شرکتی که برای تلویزیون برنامه میساخت و از من هم خواسته بودند تا برایشان بنویسم. بعدها ویراستار فصلنامهی تکفا شدم و روزنامهنگاری را با مجلهی تحلیلگران ادامه دادم تا اینکه وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم. قصه از ستاد خبری جشنوارهی پویانمایی شروع شد تا وقتی که مربی ادبی یکی از کتابخانههای کانون در کرج شدم. تا سالها هم برای مجلهی کتاب ماه ادبیات کودک و نوجوانان نقد و مرور کتاب نوشتم و همزمان، همکار سایت هزار کتاب، صفحهی آخر روزنامهی آرمان، صفحهی ادبیات کودک و نوجوان روزنامهی شرق و تهران امروز و دبیر صفحهی ادبیات کودک و نوجوان روزنامهی بامداد جنوب بودم.
سال ۹۰، رمان کودک زندگی جدید جناب دایناسور را نوشتم که نشر چکه چاپ کرد و کتابم نامزد جشنوارهی کتاب کانون پرورش فکری شد.
مسابقههای کتابخوانیِ دبستان از سرگرمیهای محبوبم بود. کتابخانهی کوچکی هم در محلهمان داشتیم که خودمان ساخته بودیم. هر بچهای چندتا کتاب و مجله آورده بود و پشت پنجرهی خانهی آقای باغی چیده بودیم و مهدی کتاب امانت میداد. کیهان بچهها از گنجهایی بود که در این کتابخانه یافتم و بعد هم که آفتابگردان آمد؛ اولین روزنامهی کودکان و نوجوانان. خبرنگار افتخاری شدم و نامه پشت نامه مینوشتم؛ از گزارشهای کوتاه شهری تا نقد برنامههای تلویزیونی. نوشتههایم چاپ و دلخوشیهایم بیشتر میشد. چند سال بعد، عضو خانهی روزنامهنگاران جوان شدم و فعالیت مطبوعاتیام با هفتهنامهی خانه و چندتا روزنامهی دیگر ادامه پیدا کرد. نوشتن و خواندن کمک میکرد تا جسور و شجاع باشم و دلم میخواست شکلهای تازهای از زندگی را تجربه کنم. دوست داشتم مستقل شوم و هرچه زودتر شغلی داشته باشم و درآمدی.
از بین گزینههای ممکن، میتوانستم به هنرستان بروم و دیپلم فنی و حرفهای بگیرم تا با آن کار کنم. همهچیز همان شد که میخواستم. حسابداری خواندم و همینکه در بانک مشغول به کار شدم، وسوسهی خواندن و نوشتن به سراغم آمد و هفده سالگیام سخت شد. باید تصمیم میگرفتم که با خودم چه کنم. عاقبت، تسلیمِ خواندن و نوشتن شدم. دوباره به مدرسه برگشتم و دورهی پیشدانشگاهی را گذراندم و بعد کنکور دادم و آمدم تهران. میخواستم رشتهی علوم ارتباطات را در دانشگاه علامه طباطبایی بخوانم، ولی برای تحصیل در رشتهی مددکاری اجتماعی پذیرفته شدم. آن سالها، گاهی برای روزنامهی ایران و ضمیمههای روزنامهی جامجم مینوشتم و بیشتر برای خودم. بعد از فارغالتحصیلی، دوباره شروع کردم به کار.
صبحها کارمندِ معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی بودم و عصرها میرفتم شرکتی که برای تلویزیون برنامه میساخت و از من هم خواسته بودند تا برایشان بنویسم. بعدها ویراستار فصلنامهی تکفا شدم و روزنامهنگاری را با مجلهی تحلیلگران ادامه دادم تا اینکه وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم. قصه از ستاد خبری جشنوارهی پویانمایی شروع شد تا وقتی که مربی ادبی یکی از کتابخانههای کانون در کرج شدم. تا سالها هم برای مجلهی کتاب ماه ادبیات کودک و نوجوانان نقد و مرور کتاب نوشتم و همزمان، همکار سایت هزار کتاب، صفحهی آخر روزنامهی آرمان، صفحهی ادبیات کودک و نوجوان روزنامهی شرق و تهران امروز و دبیر صفحهی ادبیات کودک و نوجوان روزنامهی بامداد جنوب بودم.
سال ۹۰، رمان کودک زندگی جدید جناب دایناسور را نوشتم که نشر چکه چاپ کرد و کتابم نامزد جشنوارهی کتاب کانون پرورش فکری شد.

محصولات مرتبط با کتاب فیگو
مجموعه رمان های روون
280,000 تومانافق
158,000 تومانروشنایی در اوت
385,000 تومانزمین بر پشت لاک پشت ها
119,000 توماننظرات
نمره 0 از 5
0 بررسی
نمره 5 از 5
0
نمره 4 از 5
0
نمره 3 از 5
0
نمره 2 از 5
0
نمره 1 از 5
0
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب فیگو” لغو پاسخ
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.