کتاب سه زن
Wives of War
نویسنده کتاب
ثریا ام.لین
ناشر کتاب
انتشارات کتاب کوله پشتی
مترجم کتاب
فیروزه مهرزاد
ویژگی های کتاب سه زن
کد کتاب:
26137
شابک:
978-6004610841
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
352
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
2017
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
7
369,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب سه زن
معرفی کتاب سه زن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب سه زن
دو دوست در نرماندی خیلی زود با لوسی که به ظاهر بسیار خوددار و مایوس نشدنی است آشنا می شوند؛ اسکارلت و الی بسیار تحت تاثیر شجاعت و توانایی های لوسی، در شگفت اند اما پرستار با تجربه، به خوبی از خطرهای شغلی که برگزیده اند آگاه است و حتی از این امر وحشت زده است که ممکن است هرگز زنده به خانه برنگردد.
وحشیگری و شقاوت جنگ، سه دوست را تا مرزهای محدودیت هایشان می آزماید و در این جهان جنگ زده و وحشی، اسکارلت و الی و لوسی، به یکدیگر و قدرت دوستی خود احتیاج دارند تا بتوانند بر آن تکیه کنند و نجات پیدا کنند.
ویژگی های کتاب سه زن
- پرفروش ترین کتاب آمازون
- نامزد جایزه کتاب رمانتیک سال 2017

گفت و شنودهایی درباره کتاب سه زن
سه زن کتابی است که سخت می توان آن را زمین نهاد و یک کتاب فوق العاده برای اضافه کردن به کتابخانه هر فرد است.
عاشقانه ای کامل در پس زمینه ی جنگ جهانی دوم…سه زن داستانی حماسی از دوستی و عشق و بقاست.
میخکوب کننده و فریبنده، سه زن، داستان حماسی رفاقت و بقا و پایداری است. نگارش سرشار از کمال خانم لین، خواننده را به دنیای اسکارلت و الی و لوسی برده و تا آخرین صفحه ی کتاب مخاطب را اسیر خود می کند. خواننده خود را در پیروزی های آنان شاد و در غم هایشان، نگران می بیند. داستانی کاملا لذت بخش و بسیار پیشنهاد شونده.
خلاصه هایی از کتاب سه زن
اسکارلت الکساندر چشمانش را محکم بست، برای جلوگیری از سوز سردی که پوست صورتش را لمس می کرد، یک دستش را بالا گرفت. نامه ای را بین انگشتانش گرفته و منتظر رها کردنش بود؛ زیرا هیچ آدرسی برای ارسالش نداشت، هیچ راهی برای دانستن اینکه در صورت ارسال، نامزدش آن را دریافت می کند وجود نداشت. کلمات را از حفظ بود، آن ها را چندین بار خوانده بود، طوری که مطمئن بود هرگز فراموششان نخواهد کرد.
توماس عزیز
نمی دانم کجا هستی و شک دارم هرگز این نامه را بخوانی، اما می خواهم بدانی هرگز از تلاش برای یافتنت دست نخواهم کشید. ای کاش در دوران دیگری زندگی می کردیم، کاش همین حالا ازدواج کرده بودیم و یک خانواده داشتیم و مجبور نبودی این چنین شجاعانه برای کشورمان مبارزه کنی. با خودم می گویم، یک روز به این ها به عنوان یک خاطرهٔ دور نگاه خواهیم کرد. در جمع فرزندانمان، داستان هایی از دوران قبل از بازگشتت به زندگی ما تعریف می کنیم؛ زمانی که دیگران می گفتند خودم را برای شنیدن بدترین اخبار آماده کنم.
برای همیشه مال توام.
اسکارلت
حالا باد، به سردی یخ، صفیرکشان زانوهایش را به درد می آورد. نباید راننده را مرخص می کرد، نباید این قدر اصرار می کرد خودش به ایستگاه برود اما اگر حالا نتواند سرما و تنهایی را تحمل کند و بدون کمک دیگران از عهدهٔ کار خودش برنیاید، هرگز قدرت زنده ماندن را در هر مکانی که به آنجا اعزام شود نخواهد داشت.
اسکارلت لرزان نفس عمیقی کشید، به آرامی نامه را رها کرد و اجازه داد از نوک انگشتانش سر بخورد. برگشت و لغزیدنش را در هوا تماشا کرد، هجوم باد نامه را برد و به آرامی ناپدید شد. همین. هفته ها بود که از آن دل نمی کند، دلش می خواست آن را بفرستد، اما نمی دانست به کجا. مدت ها بود که توماس پاسخ نامه هایش را نداده بود، می ترسید او مرده باشد و هرگز دوباره لبخندش را نبیند. سوای صدای ضعیفی که درون سرش می پیچید، همانی که به او می گفت امیدش را از دست ندهد، حتی مادر توماس هم نامطمئن به نظر می رسید، اما اسکارلت به راحتی تسلیم نمی شد.
برای برداشتن ساک هایش خم شد و زیرلب زمزمه کرد: «معجزه ها هر روز رخ می دهند.»
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.