کتاب سفر به گرای 270 درجه

Journey to Heading 270 Degrees

نویسنده کتاب

احمد دهقان

ناشر کتاب

نیستان

مترجم کتاب

ویژگی های کتاب سفر به گرای 270 درجه
















کد کتاب : 18627

شابک
:

978-9643379568

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

212

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

1996

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

30


:

6 دی

160,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی کتاب سفر به گرای 270 درجه

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

“سفر به گرای 270 درجه” کتابی است به قلم “احمد دهقان” که با نگاهی جدید و متفاوت به جنگ، توانسته توجه مخاطبین را به خود جلب کند. این اثر که تا کنون به چندین زبان زنده ی دنیا بازگردانی شده، یکی از مهم ترین آثار ادبیات پایداری کشور است که توانسته جوایز بسیاری را نیز در میان کتاب های حوزه ی دفاع مقدس و ادب مقاومت از آن خود کند.
جنگ و مقاومت مساله ای است که اکثر مردم دنیا چه به طور مستقیم و چه با تبعات آن دست و پنجه نرم کرده اند. بنابراین نمود جنگ و پایداری در دنیای ادبیات نیز امری طبیعی است. جلوه ی جنگ در ادبیات می تواند هم به شکل بازنمایی واقعیات و تبعات و تلفات آن و در واقع پرداختن به جنبه ی مخرب آن باشد و هم به شکل زیبایی و شکوهی که از مقاومت در راه آرمان ها پدیدار می شود. این مساله بعد از جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، جایگاه ویژه ای در ادبیات فارسی پیدا نمود و “سفر به گرای 270 درجه” از “احمد دهقان” یکی از درخشان ترین جلوه های ادب مقاومت در تاریخ ادبیات ایران است. روایتگر قصه خود نویسنده است و این روایت را با چاشنی طنز و سرخوشی همراه می کند. ناصر که برای مرخصی تحصیلی برگشته، بعد از شرکت در امتحانات با بچه محلش، علی به جبهه ی جنگ برمی گردد. اتفاقات زیادی در جبهه رخ می دهد که گاه شیرین و طنازانه است و گاه واقعیت موحش و دهشتناک جنگ را به تصویر می کشد. اما در پس تمام اتفاقات تلخ و شیرینی که رخ می دهد، “احمد دهقان” تا انتها منادی امید به زندگی و جنگیدن برای آن باقی می ماند.

 

آرام قدم بر می دارم. تقی شانه به شانه ام می شود. کلاه کاموایی اش را کشیده رو گوش و گوشی بیسیم را داده زیر آن. سرش را می آورد جلو و آرام می گوید: «حیدر سلام می رسونه، می گه خداحافظ!» سر تکان می دهم. پاهایم را بیش از حد معمول بالا می آورم. انگاری رو زمین خرده شیشه پاشیده اند. منطقه ساکت است. با دشمن فاصله زیادی داریم.

بشین. در جا می نشینم و سرم را بر می گردانم و به عقب نگاه می اندازم. سایه پر رنگی هستیم که تا خاکریز خودی کشیده شده ایم. هنوز همه ستون وارد دشت نشده. سر بر می گردانم. چند خمپاره از طرف دشمن شلیک می شود، از بالای سرمان می گذرد و پشت خاکریز می ترکد. از دو ورمان ستون نیروها به سمت دشمن در حرکتند. آرام و در سکوت می روند و تو تاریکی گم می شوند.

بلند شو. بر می خیزم و پشت سر حاج نصرت به راه می افتیم. رد شنی تانک ها رو زمین کشیده شده و گویی هزاران کرم خاکی با بدن های بند بند رو زمین پخش شده اند. علی می زند به شانه ام و با دست زمین را نشانم می دهد. سرم را تکان می دهم. نمی خواهم حرفی بزنم. می دانم اگر کلامی از دهانم خارج شود، درد دل علی شروع می شود. تقی سرش را می آورد در گوشم و می پرسد: «تانک هاشون تا این جا اومده بودن!؟»

با اشاره سر جوابش را می دهم. رد شنی تانک ها چپ و راست همدیگر را قطع کرده اند. منوری در آن دورها روشن می شود. رو دو پا می نشینیم. آن قدر نزدیک نیست که درازکش شویم. صدای شلیک چند تیر می آید. جلوتر، سایه هایی که به کپه خاک می مانند، دیده می شود. علی می گوید: «تانک ها رو باش!»

منور خاموش می شود. پا می شویم و راه می افتیم. به دور و بر نگاه می اندازم. هیچ کدام از ستون هایی را که به موازات ما به سمت دشمن می رفتند، نمی بینیم. احساس تنهایی می کنم.

به یکباره یکی از تانک های دشمن به سمت ما شلیک می کند. تیرهای رسام مانند دانه های تگرگ از بالای سرمان می گذرد و عقب ستون را درو می کند. می ریزیم رو زمین و آن را گاز می گیریم. بی حرکت می مانم. قلبم تند می زند. آیا ستون را دیده اند؟ نوک انگشتانم یخ می زند. اگر ستون مان را دیده باشند، کارمان تمام است. نه راه پس داریم و نه راه پیش. زورکی آب دهانم را قورت می دهم. ترس برم می دارد که نکند دشمن صدای آن را بشنود! علی از پشت، پوتینم را فشار می دهد. از انتهای ستون سر و صدا می آید. تقی خودش را می کشد کنارم. نفسم تو سینه حبس می ماند. گردن می کشم تا ببینم ته ستون چه اتفاقی افتاده. چیزی نمی بینم. خدا خدا می کنم سر و صداشان بخوابد. یکی بلند بلند فریاد می کشد و صدای کشمکش می آید و بعد صدای خفه ای که آرام آرام خاموش می شود. صورتم را در هم می کشم و به خودم فشار می آورم. گویی من مجروح شده ام و من هستم که فریاد می کشم و باید خفه شوم. صداهای گنگ و درد آلود ته ستون فروکش می کند. منطقه یکپارچه سکوت می شود.

محصولات مرتبط با کتاب سفر به گرای 270 درجه

دزد

35,000 تومان

خانواده موسکات

620,000 تومان

میدل مارچ

480,000 تومان

در کمال خونسردی

65,000 تومان
نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب سفر به گرای 270 درجه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما