کتاب رودین
Rudin
نویسنده کتاب
ایوان تورگنیف
ناشر کتاب
انتشارات ماهی
مترجم کتاب
محمد هادی شفیعی ها
ویژگی های کتاب رودین
کد کتاب:
5697
شابک:
9789642090853
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
168
سال انتشار شمسی:
1404
سال انتشار میلادی:
1856
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
11
200,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب رودین
معرفی کتاب رودین
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب رودین
رودین اولین رمان تورگنف بود و مشابه دیگر رمان های تورگنیف ، درگیری اصلی در رودین با داستان عاشقانه شخصیت اصلی و یک زن جوان اما روشنفکر گره خورده بود که در تقابل با قهرمان اصلی قرار دارد.
رودین را تورگنف بلافاصله پس از جنگ کریمه نوشت ، زمانی که برای بسیاری از روس های تحصیل کرده آشکار شد که اصلاحات لازم است. بحث اصلی نسل خود تورگنیف بحث اسلاوفیلی ها در مقابل غربی ها بود. رودین یک انسان معمولی از این نسل (معروف به “مردان چهل ساله”) ، روشنفکر اما اخته را به تصویر می کشد. این تفسیر از انسان زائد به عنوان فردی که توانایی و توان بالقوه فکری زیادی دارد ، اما قادر به درک آنها نیست ، ناشی از دیدگاه تورگنف در مورد طبیعت انسانی است که در سخنرانی 1860 “هملت و دون کیشوت” بیان شده است ، جایی که او در مقابل هملت به مثابه کاراکتری عمیق اما بی عمل قرار می گیرد. شخصیت اصلی رمان ، رودین ، به راحتی با هملت قابل مقایسه است.
بسیاری از منتقدان معتقدند که رودین تا حدی زندگی نامه بوده است . تورگنف این کاراکتر را بر اساس زندگی و خلق و خوی میخائیل باکونین رهبر آنارشیست ها خلق کرده است.
درباره نویسنده کتاب ایوان تورگنیف

خلاصه هایی از کتاب رودین
پیرمرد باز هم جوابی نداد و فقط تعظیمی کرد
الکساندرا پاولوونا وقتی خود را در هوای آزاد یافت، نفس راحتی کشید، چترش را باز کرد و می خواست به منزل برود که ناگهان از پشت کنج کلبه درشکه کورسی کوتاهی پیدا شد. مرد بیست ونه – سی سالهایی که پالتوی ماهوت کهنه ای پوشیده و کلاهی از همان پارچه به سر گذاشته بود، داخل درشکه نشسته بود. به محض دیدن آلکساندرا پاولوونا فورا اسب را نگاه داشت و رو به او کرد. صورت رنگ پریده و پهن، چشمهای ریز و شامل چه
خاکستری و سبیل های مایل به سفید او به رنگ لباس و آمریلا بی حالی لبخندی زد و آهسته گفت: «سلام اجاره میفرمایید بدانم اینجا چه کار می کنید؟
و موج هایی طولانی که گاه به رنگ سبز سیمین و گاه به سان آژنگ های سرخ فام بودند پدید می آوردند. صفیر چکاوکها از بالا شنیده می شد. زن جوانی که او را ألکساندرا پاولووتالیپینا مینامیدند، از ملک شخصی خودش که در حدود یک ورست از این دهکده فاصله داشت می آمد. او پیودزنی بود که فرزندی نداشت
، خیلی هم ثروتمند بود و با برادرش به نام سرگی پاولیچ والینتسف که سرگرد بازنشسته ای بود زندگی می کرد. برادرش متأهل نبود و ملک خواهرش را اداره می کرد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.