کتاب خرگوش نفرین شده
Curesd bunny
نویسنده کتاب
بورا چانگ
ناشر کتاب
انتشارات دانش آفرین
مترجم کتاب
الهام بصیرت
ویژگی های کتاب خرگوش نفرین شده
کد کتاب:
62901
شابک:
978-6229853047
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
242
سال انتشار شمسی:
1402
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
4
220,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب خرگوش نفرین شده
معرفی کتاب خرگوش نفرین شده
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب خرگوش نفرین شده
درباره نویسنده کتاب بورا چانگ
خلاصه هایی از کتاب خرگوش نفرین شده
پسر را به داخل غار کشاندند.
نه دلیلش را می دانست و نه افرادی را که او را به سمت خود می کشاندند، می شناخت. در حقیقت، خودش را نیز نمی شناخت. وقتی داشت در مزارع پرسه می زد، مردانی ناشناس او را گرفتند و به غاری در داخل کوه کشاندند.
به اعماق غار که رسیدند، پسر را بستند. قبل از رفتن، اطمینان حاصل کردند زنجیرهایی که دور اندامش پیچیده اند، او را کاملا بی حرکت نگه می دارند. او در تاریکی مدتی گریه کرد و فریاد کشید، اما هیچ کس به کمکش نیامد.
بعد از اینکه گریه اش تمام شد، صدای خش خشی را از پشت سر شنید.
“آن چیز” به سمت او می آمد.
پسر با خوردن گوشت خام و سبزیجات خود را زنده نگه داشت. در جایی که او را بسته بودند، به صورت مچاله خوابید و همان جا اجابت مزاج کرد.
گه گاه، پسربچه را با زنجیرهایی که به بدنش بسته بودند، بیرون غار می کشاندند. این اتفاق هر چند روز یک بار یا هرچند هفته یک بار رخ می داد. نور خورشید به داخل غار نمی رسید.
هر زمان که او را بیرون غار می کشیدند، نور شدید بیرون او را آزار می داد. وقتی او را با زنجیر به هوا پرت می کردند، از درد و ترس فریاد می زد. او را به جایی می کشاندند و داخل آب یخ درخشان و بی موجی می انداختند. پسربچه شنا بلند نبود. اما اگر هم بلد بود، دست ها و پاهای بسته اش مانع شنا کردنش می شدند. فریاد می کشید و می لرزید. وقتی در شرف غرق شدن قرار می گرفت، ناگهان چیزی دوباره زنجیر را تکان می داد و او را به هوا پرتاب می کرد. از روی مسیرهای جنگلی و کوهستانی رد می شد و دوباره در غار می افتاد. داخل غار، که هوایی برای تنفس و زمینی ثابت زیر پای خود داشت، کمی احساس آرامش می کرد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.