کتاب خانه دایی یوسف
(وقایعی تکان دهنده از مهاجرت فداییان اکثریت به شوروی)
Uncle Joseph's House
نویسنده کتاب
اتابک فتح الله زاده
ناشر کتاب
انتشارات قطره
مترجم کتاب
ویژگی های کتاب خانه دایی یوسف
کد کتاب:
19515
شابک:
978-9643411534
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
384
سال انتشار شمسی:
1402
سال انتشار میلادی:
2001
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
15
190,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب خانه دایی یوسف
معرفی کتاب خانه دایی یوسف
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب خانه دایی یوسف
نویسنده علاوه بر روایت داستان خود و هم رزمانش، از فرار نسل قبلی از اعضای حزب توده نیز سخن گفته که بعد از کودتای بیست و هشت مرداد، از ترس شاه راهی شوروی شده بودند و شوروی سابق را که او در این کتاب “خانه دایی یوسف” می خواند، نوعی ارض موعود می دانستند؛ اما هیچ یک از آن ها گمان نمی برد که این سرزمین آرزوها سرابی بیش نیست و در پس تمام ایده ها و امیدها، تنها گورستانی قرار دارد که با دهان باز، آرزوهای آنان را می بلعد و روح سرزندگی و حیات را در اردوگاه های کار اجباری و زندان های استالین، با ولع از تن آن ها بیرون می کشد.
درباره نویسنده کتاب اتابک فتح الله زاده
سال 2001 و تقریباً 18 سال پسازآن اتفاقات اولیه او ابتدا برای پاسخ به مصاحبهای بخشی از خاطراتش را مینویسد و سپس تلاش میکند کل خاطراتش را روی کاغذ بیاورد که نتیجهی آن کتاب «خانه دایی یوسف» است.
اتابک فتحالله نویسندهی کتاب «در ماگادان کسی پیر نمیشود» نیز هست. این کتاب خاطرات دکتر عطا صفوی است که از معدود کسانی است که توانست از اردوگاههای کار استالین زنده بیرون بیاید و سالها بعد به زندگیاش ادامه دهد. اجاق سرد همسایه از دیگر آثار این نویسنده است.

خلاصه هایی از کتاب خانه دایی یوسف
در آخرین سال اقامت در شوروی، ریش و پشم و ابهت حزب کمونیست شوروی و کا.گ.ب. برای کل جناح چپ سازمان ریخته بود. در مورد وابستگی حزب توده و کا.گ.ب. تقریبا به همان نتایجی رسیده بودند که چند سال پیش طرح آن ها موجب منزوی شدن من و امثال من شده بود. آشتی سیاسی با دوستان چپ سازمان باعث شد که آن روزها شخصا برای من جزو بهترین روزهای زندگی ام باشد. من در بدترین شرایط امید خود را به صداقت این دوستان از دست نداده بودم. در آن روزها روابط صادقانه و همفکری جای دل آزردگی ها را می گرفت. دوستان جناح چپ درآوردن نشریات حزب دمکراتیک مردم ایران از اروپا به شوروی و فرستادن و آوردن نامه ها و گاه حتا توسط پیک مخصوص سازمان و کمک های دیگر مضایقه نکردند. در مواردی خود را به خطر هم می انداختند. به یاد دارم شاندرمنی خاطرات و نظرات اردشیر آوانسیان را که به زبان روسی بود در اختیار حمزه لو گذاشت که حدود هزار و دویست صفحه می شد. این تنها نسخه بود و برای احتیاط لازم بود تکثیر شود؛ اما در شوروی امکان تکثیر نبود. اگر شما می خواستید یک برگ فتوکپی بگیرید مجبور بودید با پاسپورت خود به اداره مخصوصی به نام «ناتاروس» مراجعه کنید تازه می گفتند برو فردا بیا.
دوستان قبول کردند که مابین ساعت سه تا پنج بعد از نیمه شب در دفتر سازمان نوشته را با دستگاه فتوکپی سازمان، پنهانی تکثیرکنیم. پنجره را باز گذاشته بودیم که به محض آمدن کسی. از پنجره فرار کنیم. گمان می کردم که خاطرات اردشیر آوانسیان همانند خاطرات ایرج اسکندری ارزشمند است اما بعدا متوجه شدم که چنین نبود و به این همه ریسک نمی ارزید.
در این مقطع زمانی دوستان جناح چپ. حمزه لو مرا باوجود آگاهی از این که طرفدار حزب دمکراتیک مردم ایران هستیم. به جشن و مراسم سازمان دعوت می کردند. این دعوت و استقبال از ما درواقع نوعی دهن کجی به جناح محافظه کار بود که پشت سر هم با حزب توده اعلامیه می داد و اعصاب جناح چپ را خرد می کرد. آن موقع ترکیب هیئت سیاسی سازمان بین جناح چپ و محافظه کار سازمان پنج به پنج بود. گاهی برای دادن اعلامیه مشترک با حزب توده یک نفر از جناح چپ هیئت سیاسی مصلحت گرایانه و یا فرصت طلبانه رأی مثبت می داد و اعلامیه مشترک صادر می شد. آن موقع می دیدم که فریاد جناح چپ سازمان درمی آمد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.