کتاب خانه
برنده ی جایزه ی اورنج برای داستان سال 2009
Home
نویسنده کتاب
مریلین رابینسون
ناشر کتاب
آموت
مترجم کتاب
مرجان محمدی
ویژگی های کتاب خانه
کد کتاب:
144
شابک:
978-600-5941-65-4
قطع:
رقعی
تعداد صفحه:
408
سال انتشار شمسی:
1403
سال انتشار میلادی:
2008
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
3
350,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب خانه
معرفی کتاب خانه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
گلوری باتون سی و هشت ساله، به منظور مراقبت از پدر در حال مرگش، به گیلیاد بازگشته است. خیلی زود برادرش جک[پسر ولخرج خانواده که بیست سال کنارشان نبوده است]هم به رمان خانه می آید و به دنبال پناه گاهی گشته و تلاش می کند کدورت های باقی مانده از گذشته ای آکنده از عذاب و درد را دور بریزد. جک، یکی از بهترین شخصیت ها در ادبیات موخر است. او که در بچگی پسری خودسر و لجوج، و در بزرگ سالی بی کار و معتاد به الکل بوده است، همیشه با اطرافیان و پدر سنت گرایش مشکل داشته است؛ گرچه همواره عزیزترین فرزند برای پدر خود بوده است. جک، باهوش، دوست داشتنی و خیره سر است و در داستان، ارتباطی عمیق با گلوری شکل داده و رابطه ای سخت و جان فرسا با پدرخوانده و هم نام خود، ایمز ایجاد می کند. رمان خانه، کتابی تکان دهنده و التیام بخش درباره ی خانواده، اسرار خانوادگی، گذر نسل ها، عشق، مرگ و ایمان است. این رمان، بهترین اثر رابینسون و تجلی کامل عمیق ترین و جهانی ترین عواطف بشری است.

متن های خلاصه از کتاب خانه
چرا خانه ی به آن محکمی تا این حد به نظرش متروک و غمگین می آمد؟ با خودش گفت حتما عیب از نگاه منه. هنوز هم، هر هفت فرزند خانواده هر وقت که می توانستند به پدر سر می زدند، تلفن می کردند و پیغام، هدیه و گریپ فروت می فرستادند.
به بچه هایشان، از زمانی که توانستند مدادشمعی دست بگیرند و خط خطی کنند، یاد داده بودند که پدربزرگ و پدر پدربزرگ را به خاطر داشته باشند. اهالی شهر، بچه ها و نوه های باوفایشان به پدرش سر می زدند و اگر کشیش منطقه به دادش نمی رسید توانی برایش باقی نمی گذاشتند. دست آخر به ایمز می رسیم، رفیق شفیق پدر، همان که پدرشان سال ها بی چون وچرا تسلیمش بود.
اومدی خونه که بمونی گلوری. بله! گلوری دلش گرفت. پدرش ذوق کرده بود، بعد چشم هایش پر از اشک شد، دلش سوخت و این بار جور دیگری گفت «دست کم این دفعه که یه مدت می مونی مگه نه؟» بعد عصایش را به دست ضعیف ترش داد و ساک گلوری را از دستش گرفت. گلوری در دل گفت، خدایا، خدای بزرگ… تازگی ها همه دعاهایش این طوری شروع می شد، همین طوری هم پایان می یافت.
گفت و شنودهایی در مورد کتاب خانه
تأملی بی نقص و اغلب خنده دار بر کامیابی و سعادت.
بسیار شایان توجه.
وقتی که مریلین رابینسون کتاب جدیدی می نویسد، رویداد بزرگی رخ می دهد.
ویژگی های کتاب خانه
- برنده ی جایزه ی اورنج برای داستان سال 2009
- برنده جایزه ی لس آنجلس تایمز سال 2008
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.