چیزهای تیز
Sharp Objects
نویسنده کتاب
گیلین فلین
ناشر کتاب
انتشارات چترنگ
مترجم کتاب
مهدی فیاضی کیا
ویژگی های چیزهای تیز
| کد کتاب : | 12639 |
|
مترجم : |
مهدی فیاضی کیا |
|
شابک : |
978-600-95942-2-1 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
347 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
2006 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
8 آبان |
350,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی چیزهای تیز
معرفی چیزهای تیز
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب چیزهای تیز
A first novel that reads like the accomplished work of a long-time pro.
رمان اولی که مانند اثر موفق یک نویسنده ی حرفه ای کارکشته به نظر می رسد.
The Chicago Tribune
A compulsively readable psychological thriller.
یک تریلر روانشناسانه ی فوق العاده خواندنی.
Chicago Sun-Times
A disturbing yet riveting tale.
داستانی تشویش آور و در عین حال، هیجان انگیز.
People
خلاصه های کوتاه از کتاب چیزهای تیز
وقتی هول می کنم، این کلمه ها را، با صدای بلند، به خودم می گویم. من اینجا هستم. معمولا احساس حضور ندارم. گویی همین حالاست که همراه باد گرمی محو شوم، باد مرا با خود ببرد و برای همیشه ناپدید کند و حتی تکه ناخنی هم از من به جا نگذارد. روزهایی هست که با این فکر از درون گرم می شوم و روزهایی هم باعث می شود یخ کنم.
گمانم دلیل این احساس بی وزنی ناشی از این ا ست که بسیار کم درباره ی گذشته ی خودم می دانم. یا حداقل حرف روانکاوهای توی بیمارستان این بود. خیلی وقت است که از تلاش برای شناختن پدرم دست کشیده ام، وقتی تلاش می کنم او را تصور کنم، تصویری عام از «پدر» در ذهنم شکل می گیرد. نمی توانم با جزئیات درباره اش فکر کنم. مثلا نمی توانم تصور کنم که برای خرید بیرون رفته باشد یا صبح ها، مشغول نوشیدن یک فنجان قهوه است یا عصرها از سر کار برمی گردد. ممکن است روزی دختری را ببینم که شبیه من باشد؟
وقتی بچه بودم تلاش می کردم بین خودم و مادرم شباهتی پیدا کنم؛ مثلا چیزی که ثابت کند من بچه ی او هستم. وقتی حواسش به من نبود، چهره اش را بررسی می کردم. قاب عکس های اتاقش را کش می رفتم و تلاش می کردم به خودم ثابت کنم چشم های او را دارم. یا شاید شباهت در چهره نبود؛ شاید ساق پایم شبیه ساق پای او بود یا مثلا انحنای گردنم!»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.