چهارراه
Intersection
نویسنده کتاب
بهرام بیضایی
ناشر کتاب
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
مترجم کتاب
ویژگی های چهارراه
| کد کتاب : | 19421 |
|
شابک : |
978-9641941378 |
|
قطع : |
رحلی |
|
تعداد صفحه : |
128 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2019 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
9 آبان |
150,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی چهارراه
معرفی چهارراه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان “چهارراه” در مجموعه اتفاقاتی خلاصه می شود که فضای سرگردانی بر آن غالب است. حادثه ای همزمان در “چهارراه” رخ داده، در شرف رخ دادن است و حتی قربانی بعد از رخ دادن از آن سخن می گوید. “نهال فرخی” در تلاش است نامه ای را که به اشتباه در صندوق انداخته پس بگیرد اما در این میان و سر “چهارراه”، “سارنگ سهش” را می بیند. به نظر می رسد که او بعد از گذشت سال ها بازگشته و دنبال محله ی خودش می گردد. اما حالا همانقدر که “نهال فرخی” می خواهد بداند چرا سال ها پیش بی خبر او را ترک کرده، “سارنگ سهش” نیز پرسشی را که سال ها ذهنش را درگیر ساخته مطرح می کند و آن این است که چرا هیچ کس سراغی از او نگرفت؟
حادثه ی “چهارراه” خود به خود اتفاق نیفتاده بود و شخصیت های خلق شده به قلم “بهرام بیضایی” هر یک گوشه ای از این “چهارراه” ایستاده اند. راننده ای که دلش گیر پرستاری شده و ذهنش مشغول حال و روز زندگی خویش است، “سارنگ سهش” را زیر چرخ های ماشین خود می بیند. اما آیا این حادثه صرفا یک تصادف بوده یا “سارنگ سهش” عمدا خود را جلوی ماشین انداخته؟ چرا نامه های او به “نهال فرخی” در این پانزده سال به دست او نرسید؟ آیا هنوز به عشقشان امید هست؟ همه چیز در “چهارراه” معلوم می شود.
تحریرهایی موجز از کتاب چهارراه
شغله دیگه -بهتر از هیچی! همون شبو میگ م که بابام کمبود مواد کارش کشی درمونگاه! پزشک کشیک بند کرد و کشید مراقبت ویژه- اتاق شخصی ش! با خواب سنگین! پرستار می خواستن. طرف پرده رو کشید. گفتم کارآموزی چی؟ انگ پرستار قبلی روز گل سینه م؛ رادیو برنامه دیرگاهی داشت -هنوز حال می داد که پرسیدم مریضیش چیه؟ زیر گوشم گفت بازنشستگی! سر سحری هیفده پله بابا رو کشوندیم تو اتاقش زیر کرسی خواب هپروت! طرف اومد اتاق م طلبکاری و آره دیگه! گفتم دلخور نمی شی فنرش جیر جیر می کنه؟ گفت آخ که بیشتر خوشم می آد! دیگه اول کارآموزی: شمردن نبض، گذوشتن درجه زیر زبون تا اصول اولیه تزریق!

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.