چشم بندی

They Do It with Mirrors

نویسنده کتاب

آگاتا کریستی

ناشر کتاب

انتشارات هرمس

مترجم کتاب

مجتبی عبدالله نژاد

ویژگی های چشم بندی

















کد کتاب : 2168

مترجم
:


مجتبی عبدالله نژاد



شابک
:

978-964-363-639-5

قطع
:

پالتویی

تعداد صفحه
:

228

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

1952

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

9


:

27 آبان

200,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی چشم بندی

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب چشم بندی، رمانی نوشته ی آگاتا کریستی است که اولین بار در سال 1952 چاپ شد. خانم مارپل به هنگام ملاقات با یکی از دوستانش در یک مرکز بازپروری مجرمین به نام «استونی گیتس»، خطر را در کمین احساس می کند. نگرانی های او زمانی رنگ واقعیت به خود می گیرد که فردی به مدیر مرکز شلیک می کند. اگرچه مدیر آسیبی نمی بیند اما ملاقات کننده ای اسرارآمیز، به اندازه ی او خوش شانس نیست و در همان زمان، در بخشی دیگر از ساختمان با شلیک گلوله از پا درمی آید. آیا این همزمانی تنها یک اتفاق بوده است؟ خانم مارپل اصلا اینگونه فکر نمی کند. این کارآگاه توانا و تیزبین حالا باید تمام هوش و ذکاوت خود را به کار گیرد تا گره ی معمای ملاقات آن شخص غریبه و البته به قتل رسیدن او را باز کند.

تحریرهایی موجز از کتاب چشم بندی

Infinitely readable.

بی نهایت خواندنی.

Lawrence Block, American writer

No one on either side of the Atlantic does it better.

هیچکس در دو سوی اقیانوس اطلس، بهتر از آگاتا کریستی نیست.

The New York Times

Brilliant.

درخشان.

The Guardian

خلاصه های کوتاه از کتاب چشم بندی

خانم وان رایدوک با خنده و شوخی رو به دوستش کرد و گفت: «به نظرت کسی می فهمد که من و تو هم سن و سال باشیم، جین؟» خانم مارپل صادقانه جواب داد: «نه. اصلا. من قیافه ام کاملا به سنم می خورد.» خانم مارپل زنی بود با موهای سفید و پوست صورتی چروکیده و چشم های آبی کشیده که معصومیت در آن ها موج می زد. پیرزن نازنینی به نظر می رسید. ولی هیچکس به خانم وان رایدوک نمی گفت پیرزن نازنین.

دوستی چیز عجیبی است. دوستی جین مارپل جوان با این دو دختر آمریکایی. تقریبا یکباره راهشان از هم جدا شده بود، اما علاقه و محبت قدیم هنوز برقرار بود. گاهی نامه می نوشتند. در ایام کریسمس از هم یاد می کردند. عجبا که روت را که منزلش در آمریکا بود، بیشتر از خواهر دیگرش می دید.

خانم مارپل با خودش فکر کرد: «نه، به کری لوئیز نمی آید غم و غصه داشته باشد. تصور چنین چیزی دشوار است. اما لابد در زندگی او هم لحظاتی بوده که غصه بخورد. فقط… تجسمش دشوار بود. گیج و مبهوت، شاید… حیرت زده، شاید… ولی غصه دار، نه.»

محصولات مرتبط با چشم بندی

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چشم بندی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما