پیشانی نوشت ها
Pishani Neveshtha
معلم چراغ جهان افروز
50,000 تومان
دایره کوچک به کلاس درس آنلاین می رود
80,000 تومان
نویسنده کتاب
علیرضا جوانمرد
ناشر کتاب
انتشارات اسم
مترجم کتاب
ویژگی های پیشانی نوشت ها
| کد کتاب : | 112593 |
|
شابک : |
978-6009753116 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
144 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
2 آبان |
14,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
اینماد
سلامت فیزیکی
دسته بندی های موضوعی پیشانی نوشت ها
دسته: کتاب
برچسب: ادبیات ایران, ادبیات داستانی, ادبیات معاصر, رمان
معرفی پیشانی نوشت ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
احمد گفت: «باید یک طوری باشد که از هر طرف باد بیاید خاک بریزد توی قبر…»
احمد کنار حبیبه نشست و با هم کمی میوه خوردند.
احمد پرسید: «تو اول می خوانی؟»
حبیبه شانه هایش را بالا انداخت. احمد کف بیابان خوابید عمود به قبله. حبیبه رو به قبله ایستاد.
حبیبه زیر لب گفت: «نماز میت میخوانم برای …»
و دیگر هیچ نگفت و بلند گفت: «الله اکبر» تا رسید به تکبیر چهارم.
خواست بگوید «اللهم اغفر لهذا المیت» نتوانست. زیرلبی گفت:
«خدایا این احمد گناه دارد.»
تکبیری گفت و به احمد گفت: «تمام شد.»
بعد حبیبه عینکش را کناری گذاشت و خوابید کنار احمد.
گفت: «احمد نوبت توست.»
احمد حبیبه را بوسید. گفت: «دلت می آید؟»
– یعنی من بی نماز بروم توی قبر؟
– شهید نماز ندارد… خیلی از همرزم هایم را اینطوری کردم توی خاک.
حبیبه خندید و گفت: «شاید از همین است که دلت سنگ شده…»
احمد کنار حبیبه نشست و با هم کمی میوه خوردند.
احمد پرسید: «تو اول می خوانی؟»
حبیبه شانه هایش را بالا انداخت. احمد کف بیابان خوابید عمود به قبله. حبیبه رو به قبله ایستاد.
حبیبه زیر لب گفت: «نماز میت میخوانم برای …»
و دیگر هیچ نگفت و بلند گفت: «الله اکبر» تا رسید به تکبیر چهارم.
خواست بگوید «اللهم اغفر لهذا المیت» نتوانست. زیرلبی گفت:
«خدایا این احمد گناه دارد.»
تکبیری گفت و به احمد گفت: «تمام شد.»
بعد حبیبه عینکش را کناری گذاشت و خوابید کنار احمد.
گفت: «احمد نوبت توست.»
احمد حبیبه را بوسید. گفت: «دلت می آید؟»
– یعنی من بی نماز بروم توی قبر؟
– شهید نماز ندارد… خیلی از همرزم هایم را اینطوری کردم توی خاک.
حبیبه خندید و گفت: «شاید از همین است که دلت سنگ شده…»
تحریرهایی موجز از کتاب پیشانی نوشت ها
خلاصه های کوتاه از کتاب پیشانی نوشت ها
محصولات مرتبط با پیشانی نوشت ها
با کفش های دیگران راه برو
290,000 تومانمیدل مارچ
480,000 توماندر کمال خونسردی
65,000 تومانروشنایی در اوت
385,000 تومانهوا را از من بگیر خنده ات را نه
98,000 تومانساکن برج بلند
260,000 توماننظرات
نمره 0 از 5
0 بررسی
نمره 5 از 5
0
نمره 4 از 5
0
نمره 3 از 5
0
نمره 2 از 5
0
نمره 1 از 5
0
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پیشانی نوشت ها” لغو پاسخ

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.