پرواز کن کبوترم
The Time of the Doves
نویسنده کتاب
مرچه ردردا
ناشر کتاب
انتشارات دنیای نو
مترجم کتاب
مینا سرابی
ویژگی های پرواز کن کبوترم
| کد کتاب : | 708 |
|
مترجم : |
مینا سرابی |
|
شابک : |
978-964-172-039-3 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
240 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1962 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
— |
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی پرواز کن کبوترم
معرفی پرواز کن کبوترم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
این رمان به جمهوری دوم اسپانیا و اتفاقات جنگ داخلی این کشور می پردازد و ماجرای زندگی زنی را روایت می کند که در رابطه اش با دو مرد با مشکلات زیادی رو به روست. با پیشروی داستان از شخصیت مطیع و فرمانبردار خود فاصله گرفته و به تدریج، نگاه منحصر به فرد به زندگی، بلوغ شخصیتی و استقلال خود را به دست می آورد. رمان پرواز کن کبوترم به زیبایی هرچه تمام، شرحی داستانی و در عین حال، وفادار به واقعیت از شهر بارسلونا در زمانه ای پرآشوب است و با ترکیب عناصر روانشناختی و ناتورالیستی، در زمره ی برترین آثار ادبی اسپانیا قرار می گیرد.
تحریرهایی موجز از کتاب پرواز کن کبوترم
The most beautiful novel published in Spain since the Civil War.
زیباترین رمانی که از زمان جنگ داخلی، در کشور اسپانیا به چاپ رسیده است.
Gabriel García Márquez
An appealing and well-crafted tale.
داستانی جذاب و خوش ساخت.
Kirkus Reviews
One of the greatest works of Catalan literature.
یکی از برترین آثار ادبیات کاتالونیا.
Library Thing
خلاصه های کوتاه از کتاب پرواز کن کبوترم
من احساس عجیبی نسبت به گذر زمان دارم. اما نه زمان ابرها و خورشید و باران و ستاره های در حال حرکتی که زینت بخش آسمان هستند، بلکه زمان درون من؛ زمانی که دیده نمی شود اما به ما شکل می دهد.
و زمانی که کیمت، کبوترهایی را دید که فقط و فقط بر روی سقف خانه ی ما پرواز می کردند، رنگ به چهره اش برگشت و گفت که همه چیز خوب است.
زمانی که خیره به جایی نگاه می کردم، صدایی در گوشم گفت: «دوست داری برقصی؟» بدون توجه جواب دادم که بلد نیستم و سپس برگشتم که صاحب صدا را ببینم. به چهره ای برخوردم که آنقدر نزدیک صورتم بود که به سختی می توانستم ببینم چه شکلی است، اما صورت یک مرد جوان بود. او گفت: «نگران نباش. من خوب بلدم. بهت نشان می دهم.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.