ورطه
Out
نویسنده کتاب
ناتسوئو کرینو
ناشر کتاب
انتشارات نشر گویا
مترجم کتاب
سعید کلاتی
ویژگی های ورطه
| کد کتاب : | 33229 |
|
مترجم : |
سعید کلاتی |
|
شابک : |
978-6226528641 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
629 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1997 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
2 |
|
: |
6 شهریور |
430,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی ورطه
معرفی ورطه
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
اگرچه خلاصه ای از داستان رمان ورطه ممکن است آن را صرفا بی رحمانه و خون آلود نشان دهد ، اما این رمان بسیار بیشتر از این هاست – داستان آن روی چهار زن تمرکز دارد که با هم در یک کارخانه ی جعبه سازی در حومه ی توکیو کار می کنند. یکی از آنها از همسر آزاری رنج می برد و قادر به تحمل آن بیش از این نیست پس شوهرش را به قتل می رساند و از همکارانش درخواست کمک به وی برای دفع جنازه می کند. یکی از این دوستان — مغز پشت ماجرا – پس از بریدن بدن در دستشویی خانه اش ، به دو نفر دیگر می دهد تا آن را به عنوان زباله بریزند. سپس پول بیمه ی عمر مرد بین آنها تقسیم می شود. اما این تنها آغاز است. این جنایت موفق و بدون برنامه ریزی و پاداشهایی که به بار می آورد ، تنها یک سمت ماجرا است. اما ناگهان تمام این ماجراها به صورت غیر قابل پیش بینی ای در مسیری دیگر پیش می رود و زنان داستان را غافلگیر می کند.
ورطه به عنوان یک مطالعه در روانشناسی سرکوب خانگی و پویایی جرایم خشن ، در چندین سطح کار می کند و خواننده را از آغاز فروزننده اش تا آتش سوزی آخر خود درگیر می کند.
تحریرهایی موجز از کتاب ورطه
زودتر از همیشه، به پارکینگ رسید. وقتی از ماشینش پیاده شد، شب سیاه و نمدار جولای بلعیدش. شاید به دلیل گرما و رطوبت بوده اما آن شب، به طرز عجیبی سیاه و سنگین به نظر می رسید. ماساکو کاتوری که کمی از نفس افتاده بود، سرش را رو به آسمان بی ستارهی شب بلند کرد. پوستش که با کولر ماشین سرد و خشک شده بود، کم کم دوباره چسبناک شد. در کنار بوی دود اگزوزهایی که از بزرگراه شین – اومه به مشامش می رسید، می توانست بوی ضعیف غذای سرخ شده و بوی کارخانه ی تولید غذای بسته بندی شده ای را که در آن کار می کرد نیز استشمام کند.
می خوام برم خانه. » لحظه ای که این بوها به بینی اش خورد، ناخودآگاه این کلمات به ذهنش هجوم آورد. دقیقا، نمیدانست دلش میخواهد به کدام خانه برود. مطمئنا، دلش نمی خواست به خانه ای برگردد که تازه از آن بیرون آمده بود. اما چرا دلش نمیخواست به آنجا بازگردد؟ می خواست به کجا برود؟ حس کرد گم شده است.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.