هرگز بازنگرد
جلد هجدهم از سری کتاب های جک ریچر
Never Go Back
نویسنده کتاب
لی چایلد
ناشر کتاب
انتشارات در دانش بهمن
مترجم کتاب
لادن کاظمی
ویژگی های هرگز بازنگرد
| کد کتاب : | 16012 |
|
مترجم : |
لادن کاظمی |
|
شابک : |
978-9641741800 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
520 |
|
سال انتشار شمسی : |
1395 |
|
سال انتشار میلادی : |
2013 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
: |
8 آبان |
260,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی هرگز بازنگرد
معرفی هرگز بازنگرد
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
ریچر برای ملاقات با فرمانده ی جدید آنجاست ، سرگرد سوزان ترنر ، کسی که ریچر تاکنون فقط با صدای گرم و جذابش در پشت تلفن او را شناخته است.
اما ترنر پشت میز نیست. و ریچر با دو خبر تکان دهنده روبرو می شود ، یکی با عواقب جدی جنایی و دیگری آنقدر شخصی است که حتی نمی توان به آن فکر کرد.
وقتی تهدید می شوید دو راه پیش رو دارید ، می توانید فرار کنید یا بجنگید.
ریچر با هدف یافتن ترنر و پاک کردن نام او ، مبارزه می کند ، تقریبا یک قدم جلوتر از ارتش و اف بی آی، و متروپلیس و چهار اراذل و اوباش ناشناس.
لی چایلد با ترکیب یک معمای پیچیده از یک طرح و نیز تعقیب و گریزی هیجان انگیز برای حقیقت و عدالت ، ریچر را با سرعت به پیش می برد – و او را مجبور می کند که از خود بپرسد کیست ، چه کاری انجام داده است و آینده ی زندگی بی تحرکش در آزاد راه را زیر سوال ببرد.
تحریرهایی موجز از کتاب هرگز بازنگرد
One of the best in the series.
یکی از بهترین ها در این مجموعه.
(Publishers Weekly (starred review
The dialogue has never been sharper. . . . The pages turn themselves.
دیالوگ های هیچگاه به این برندگی نبوده اند. صفحات خودشان ورق می خورند.
San Antonio Express-News
For the pure pleasure of uncomplicated, nonstop action, no one touches Reacher
برای لذت خالص ناشی از عمل غیرپیچیده و بی وقفه هیچ کس به پای ریچر نمی رسد.
(Kirkus Reviews (starred review
خلاصه های کوتاه از کتاب هرگز بازنگرد
سرانجام ریچر را در خودرویی نشاندند و او را به متلی در دو کیلومتری آنجا بردند. کارمند شیفت شب اتاقی به او داد که درست همان چیزی بود که ریچر انتظارش را داشت، چون پیش از آن هزاران بار چنین اتاق هایی را دیده بود صدایی گوشخراش که از دمنده بخاری برقی بن دیوارهای اتاق ها می آمد، خوابیدن را ناممکن می کرد، و البته باعث میشد مالک پول کمتری بابت برق بپردازد.
خیلی راحت. و همیشه هم مطمئن ترین روش بود. شعار ریچر این بود: از ابتدا نوع ارتباطت را مشخص کن. بخصوص وقتی دو به یک در مقابل مردهایی جوان و با انرژی هستی.
اما. او مطمئن نبود. کاملا نه. هنوز نه. و نمی توانست از پس چنین اشتباهی برآید. نه پس از آن. نه در آن اوضاع و احوال. بیش از آن عصبی بود که کاری انجام دهد. گذاشت آن لحظه بگذرد.
گفت: «خب، مشاوره حقوقی تون چیه؟»
مرد گفت: «یا رفتار ناشایستت با عث بدنامی واحد شدی. دادگاه نظامی به همه ما آسیب می زنه. برای همین باید فوری شهر رو ترک کنی و نباید هرگز برگردی.»
کلیدش هنوز در دستش بود. قاعده تجربی: به مردی که تازه از دری قفل کرده بیرون آمده است، حمله نکن. چندتا کلید بهتر است، اما حتی یک کلید تکی هم سلاح خوبی می شود. سرکلید را که در کف دست محکم کنی و تیغه اش را از لای انگشت اشاره و میانی بیرون آوری، پنجه بوکس نسبتا خوبی خواهی داشت.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.