من و استادم
The Architect's Apprentice
نویسنده کتاب
الیف شافاک
ناشر کتاب
انتشارات نیماژ
مترجم کتاب
صابر حسینی
ویژگی های من و استادم
| کد کتاب : | 1333 |
|
مترجم : |
صابر حسینی |
|
شابک : |
978-600-367-163-8 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
496 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2013 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
100 |
|
: |
27 آبان |
189,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی من و استادم
معرفی من و استادم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
شافاک در این رمان، داستانی را روایت می کند که به حدود یک قرن از زندگی در امپراطوری عثمانی می پردازد. در سال 1540، پسری دوازده ساله به نام جهان به استانبول می رسد. او که رام کننده ی حیواناتِ سلطان است، مسئول مراقبت از فیلی بسیار باهوش به نام چوتا می شود. جهان همچنین، با دختر زیبای سلطان، شاهزاده میهریماه، دوست می شود و پس از مدتی احساس می کند که عاشق او شده است. جهان پس از مدتی با سینان، معمار ارشد امپراطوری، آشنا می شود و به کمک او، در ساخت تعدادی از باشکوه ترین سازه های تاریخ مشارکت می کند. اما اوضاع به همین آرامی پیش نمی رود و احساس خشم و حسادت در میان چهار شاگرد سینان شعله ور می گردد.
تحریرهایی موجز از کتاب من و استادم
A memorable story of artistic freedom, creativity, and the clash between science and fundamentalism.
داستانی به یاد ماندنی درباره ی آزادی های هنری، خلاقیت و نزاع میان علم و بنیادگرایی.
Goodreads
An impressive achievement.
موفقیتی چشمگیر.
The New York Times Book Review
A fascinating work.
اثری شگفت انگیز.
The Sunday Times
خلاصه های کوتاه از کتاب من و استادم
این حقیقتی که می گویی مثل یک پروانه است. از روی گلی بلند می شود، بر روی گل دیگری می نشیند. تو هم با یک تور به دنبالش می دوی. از این که به دامش انداخته ای، خوشحال می شوی، اما زیاد زنده نمی ماند. حقیقت، موجود ظریفی است.
اگر انسان ها هم مثل حیوان ها می توانستند بی آن که به آینده یا گذشته بیندیشند، بی آن که زیر پای یکدیگر را خالی کنند، با ماندن در زمان حال، با چشیدن طعم جرعه ای آب در کنار هم زندگی کنند، دنیا جای شاداب تری برای زیستن می شد.
مگر عشق چنین چیزی نیست؟ حد و حدود خود را ندانستن، گذشتن از مرزها!

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.