مرد سوت زن

Bay Duduk

نویسنده کتاب

عزیز نسین

ناشر کتاب

انتشارات نگاه

مترجم کتاب

پئریکا گلیاری

ویژگی های مرد سوت زن

















کد کتاب : 45967

مترجم
:


پئریکا گلیاری




پدرام رمضانی



شابک
:

978-6003768277

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

112

سال انتشار شمسی
:

1403

سال انتشار میلادی
:

1958

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

4


:

6 آذر

125,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

دسته بندی های موضوعی مرد سوت زن

معرفی مرد سوت زن

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

مهمت نصرت معروف به عزیز نسین، نویسنده، طنزپرداز و مترجم اهل ترکیه (زاده ۲۰ دسامبر ۱۹۱۵ و در گذشته ۶ ژوئیه ۱۹۹۵) است. او در آثارش به نقد نابرابری های اقتصادی، سیستم اداری کشور و بسیاری از ویژگی های جامعه می پردازد. مجموعه داستان مرد سوت زن نیز دربردارنده مضامین اجتماعی و اخلاقی است که به زبانی ساده و البته طنز آمیز جامعه را نقد می کند. این مجموعه با چهارده داستان کوتاه، موضوعاتی همچون بوروکراسی رایج در ادارات تا رفتار فرصت طلبانه مردم نسبت به یکدیگر را دستمایه طنز خود قرار میدهد. در بخشی از کتاب می خوانیم: «خدا خودش می داند که من جز سوت زدن هیچ گناه دیگری نداشتم. بعد از آن، فهمیدم درست است که سوت زدن در کشور ما کارها را راه می اندازد، ولی باید بلد باشی که چطور سوت بزنی.»

تحریرهایی موجز از کتاب مرد سوت زن

از ماچکا تا دولماباهچه، همین طور به چیزهای ناممکن فکر می کردم و می رفتم. به استادیوم رسیدم. از شلوغی، قیامتی برپا بود. امکان نداشت بشود از خیابان رد شد. معلوم نبود اینها چطور می خواستند وارد استادیوم شوند. در ازدحام جمعیت، آدم ها از این طرف به آن طرف کشیده می شدند. موجی از جمعیت می آمد و پنجاه متر به عقب می رفتم. از جلو هول می دادند، بیست قدم عقب می افتادم. از پشت هول می دادند، سی قدم جلو می افتادم. از چهار سمت در فشار بودم و مثل فرفره دور خودم می چرخیدم. جایی گیر افتادم که دیگر جم خوردن از آنجا ممکن نبود. فکر نکنید که خودم را تسلیم موج جمعیت کرده بودم. خیلی تلاش می کردم، اما فایده نداشت. نزدیک به یک ساعت تقلا کردم، ولی نتواستم از آن ازدحام جمعیت خودم را بیرون بکشم. داشتم فکر می کردم که دیگر نمی توانم از میان این همه آدم خلاصی پیدا کنم. این قدر تنه زدند و هولم دادند و فشار به من وارد شد که فکر کردم دارم نفس های آخرم را می کشم.

به سمت قصابی رفتیم. دیدیم چنان صف درازی دارد که انتهایش پیدا نیست. آنهایی که در صف ایستاده بودند، سر نوبت شان با هم دست به یقه شده بودند. موسی بلافاصله سوتش را درآورد و زد. با شنیدن صدای سوت، ناگهان هر کسی در جای خودش ایستاد. قصاب از مغازه بیرون آمد و رو به موسی گفت: «بفرمایین!»

خلاصه های کوتاه از کتاب مرد سوت زن

محصولات مرتبط با مرد سوت زن

دزد

35,000 تومان

مسیر سبز

880,000 تومان

در کمال خونسردی

65,000 تومان

روشنایی در اوت

385,000 تومان

یک بعلاوه یک

259,000 تومان
نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مرد سوت زن”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما