مجوس
The Magus
نویسنده کتاب
جان فاولز
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
پیمان خاکسار
ویژگی های مجوس
| کد کتاب : | 5993 |
|
مترجم : |
پیمان خاکسار |
|
شابک : |
978-600-229-979-6 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
783 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
1965 |
|
نوع جلد : |
زرکوب |
|
سری چاپ : |
13 |
|
: |
12 آبان |
790,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مجوس
معرفی مجوس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب مجوس
A dizzying chase through the labyrinth of the soul.
تعقیب و گریزی گیج کننده در هزارتوی روح.
The New York Times
Widely considered John Fowles’s masterpiece.
اثری که به شکلی گسترده به عنوان شاهکار جان فاولز در نظر گرفته می شود.
Barnes & Noble
A work that ranks with the best novels of modern times.
اثری که در کنار بهترین رمان های دوران مدرن جای می گیرد.
Amazon
خلاصه های کوتاه از کتاب مجوس
توی هیچی جز موسیقی استعداد نداشتم و من تک فرزند بودم. پدر و مادرم بچه ننه بارم آورده بودند. وقتی وارد شونزده سالگی شدم دیگه کاملا مشخص بود از آینده ی درخشانی که همه برام متصور بودند، خبری نیست. اول برونو فهمید و بعد خودم. با این که به طور ضمنی با هم توافق کرده بودیم که به پدر و مادرم نگیم، پذیرشش برام مشکل بود. شونزده سالگی وقت خوبی نیست برای این که بفهمی هیچ وقت نابغه نبودی و نابغه هم نمی شی. ولی اون موقع دیگه عاشق شده بودم.
تولین بار لیلی رو وقتی چهارده سالش بود دیدم. یه سال ازش بزرگ تر بودم، کمی بعد از فروپاشی روانی. خونه ی ما توی سنت جانز وود بود. یکی از اون عمارت های سفید مخصوص بازرگان های موفق. می دونی کدوم ها رو می گم؟ یه پیاده رو نیم دایره. یه رواق. پشت خانه یه باغ بزرگ، انتهاش چند تا درخت میوه، شش هفت تا درخت بلند سیب و گلابی. نامرتب ولی تا دلت بخواد سبز. امبرو. زیر یه درخت لیمو برای خودم یه خانه ی اختصاصی داشتم. یک روز-ژوئن، روزی آبی و باشکوه، سوزان، صاف، مثل روزهای یونان-داشتم زندگی نامه ی شوپن رو می خوندم. خوب به خاطرش دارم. می دونی که تو سن و سال الان من، بیست سال اول زندگی خیلی راحت تر به خاطر می آد تا بیست سال دوم، یا سوم. داشتم می خوندم و خودم رو در قالب شوپن می دیدم و کتاب جدید پرندگان هم کنار دستم بود.
شما به دنیاهای دیگه سفر می کنید؟»
«بله. من به دنیاهای دیگه سفر می کنم.»
لیوانم را گذاشتم روی میز و یک سیگار درآوردم و قبل از اینکه دوباره شروع کنم به حرف زدن، روشنش کردم.
«سفر جسمانی؟»
«اگر بتونی به من بگی جسم کجا تموم میشه و ذهن کجا شروع، اون وقت جوابت رو می دم.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.