مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
2جلدی (باقاب)
Lust for Life
نویسنده کتاب
ایروینگ استون
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
ابوالحسن تهامی
ویژگی های مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
| کد کتاب : | 130765 |
|
مترجم : |
ابوالحسن تهامی |
|
شابک : |
978-2001286225 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
1174 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1934 |
|
نوع جلد : |
زرکوب |
|
: |
27 آبان |
|
تعداد جلد : |
2 |
875,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
معرفی مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
A story of excruciating power.
داستانی با قدرت شوکه کننده.
The New York Times
A poetic and touching portrayal.
تصویری شاعرانه و تأثیرگذار.
Christian Science Monitor
Extraordinary! A moving story retold with sensitiveness and insight.
خارق العاده! داستانی تکان دهنده که با حساسیت و بصیرت بازگو شده است.
خلاصه های کوتاه از کتاب مجموعه نامه های ون گوگ ، شور زندگی
در نامه هایی که از خانواده اش دریافت می نمود، آنان رفتار او را زننده و نامعقول توصیف می کردند. پدرش می نوشت که او با بی عاری خود زندگی بی هدفی را در پیش گرفته و تمام سنت های مقبول اجتماعی را زیر پا گذاشته است. می خواست بداند ونسان کی می خواهد شغلی برای خودش انتخاب کند، زندگی خود را تأمین کند، فردی مفید برای جامعه باشد و به عنوان یک انسان بتواند در کار این جهان شریک باشد.
ناگهان متوجه چیزی شد که مدت ها بود آن را دریافته بود. تمامی این حرف ها در مورد خداوند تنها عذر و بهانه ای بچه گانه بود. حیله هایی از روی استیصال که انسانی تنها و ترسیده در یک شب سرد، تاریک و بی انتها، آن ها را برای خود زمزمه می کند. خدایی وجود نداشت. به همین سادگی، خدایی وجود نداشت. تنها چیزی که وجود داشت سرگشتگی و ابهام بود و بس؛ ابهامی رقت بار، عذاب آور، ظالم، فریب کارانه، کور و بی پایان.
آرزوی نیل به موفقیت، دیگر از وجود ونسان رخت بربسته بود. او نقاشی می کرد زیرا مجبور بود نقاشی کند، زیرا این کار او را از عذاب روحی نجات می داد، زیرا نقاشی افکار او را متفرق می ساخت. او قادر بود بدون همسر، خانه و فرزند زندگی بگذراند، قادر بود بدون عشق، دوستی و سلامتی سر کند، قادر بود بودن سرپناه، آسایش و غذا سر کند، حتی قادر بود بدون خداوند نیز سر کند. اما نمی توانست بدون آن چه که بزرگتر از خود او بود، آنچه تمام زندگی اش بود سر کند، و آن، قدرت و توانایی خلق کردن بود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.