مجموعه شش کلاغ
(2 جلدی، با قاب)
Six of Crows
نویسنده کتاب
لی باردوگو
ناشر کتاب
انتشارات ایران بان
مترجم کتاب
مریم رفیعی
ویژگی های مجموعه شش کلاغ
| کد کتاب : | 38204 |
|
مترجم : |
مریم رفیعی |
|
شابک : |
978-6001883224 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
1116 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2015 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
— |
|
تعداد جلد : |
2 |
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مجموعه شش کلاغ
معرفی مجموعه شش کلاغ
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در کتردام ، پایتخت کشور جزیره کرچ ، هودمن از اعضای شورا یک داروی تازه یافته شده را روی فردی آزمایش می کند. این دارو توانایی های او را بیش از حد انتظار افزایش می دهد و به او اجازه می دهد ذهن انسان را به راحتی کنترل و دستکاری کند. او پس از فلج کردن هوئد و تعدادی از نگهبانان فرار می کند ، اما چند روز بعد مرده پیدا می شود….
لی باردگو نویسنده پرفروش رمان های فانتزی نیویورک تایمزاست. داستانهای کوتاه او را می توان در گلچینهای متعددی از جمله بهترین داستانهای علمی تخیلی و فانتزی آمریکایی یافت.
تحریرهایی موجز از کتاب مجموعه شش کلاغ
نگهبان ها به سمت تازه واردین آتش گشودند. تایدمیکرها ناپدید شدند و بعد دوباره پشت سر سربازها ظاهر شدند و دست هایشان را بالا بردند.
نگهبان ها جیغ کشیدند و تفنگ هایشان را به زمین انداختند. هاله ی قرمزرنگی آهسته دورتا دورشان شکل گرفت. درحالی که نگهبان ها جیغ می کشیدند و به نظر می رسید پوستشان در حال چسبیدن به استخوان هایشان است، هاله ی قرمز پررنگ تر شد. جسپر که حالت تهوع گرفته بود، گفت: «خونشونه. خداجون، تایدمیکرها دارن خونشونو می کشن بیرون.» خون بدنشان کاملا درحال تخلیه بود.
خون در اشکال مبهم انسانی حوضچه ی شناوری را در هوا تشکیل داد، سایه های لزجی که در هوا معلق ماندند و مانند نارسنگ قرمز و خیس بودند و بعد همزمان با سقوط نگهبان ها روی زمین، با شالاپ بلندی روی زمین پخش شدند. پوست شل شده ی نگهبان ها به نحو ناخوشایندی از بدن های خشکشان آویزان مانده بود.
جسپر آهسته گفت: «از پله ها برو بالا. باید از اینجا بریم بیرون.»
ولی دیگر دیر شده بود. زن تایدمیکر ناپدید شد و لحظه ای بعد از بالای پله ها سردرآورد. دست هایش را به نرده ها گرفت و با انداختن وزنش روی آنها پوتین هایش را روی سینه ی ویلن گذاشت و با یک لگد محکم او را از پشت روی جسپر انداخت. هر دو غلت زنان روی زمین سنگی حیاط افتادند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.