مثل هیچ کس
No and me
نویسنده کتاب
دلفین دوویگان
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
صدف محسنی
ویژگی های مثل هیچ کس
| کد کتاب : | 112 |
|
مترجم : |
صدف محسنی |
|
شابک : |
978-600-376-014-1 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
231 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
2007 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
— |
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی مثل هیچ کس
معرفی مثل هیچ کس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب مثل هیچ کس
A thing of poetic beauty.
اثری با زیبایی شعرگونه.
Times
Well-structured, with moments of tenderness and truth about family life and home.
خوش ساخت، با لحظاتی سرشار از عطوفت ها و حقیقت های زندگی خانوادگی و خانه.
Independent on Sunday
There is no doubt that all ages will find much to relish in this simple tale that is touching and enlightening.
شکی نیست که مخاطبین در همه ی رده های سنی، چیزی در این کتاب تأثیرگذار و روشن گر، برای لذت بردن پیدا خواهند کرد.
Herald
خلاصه های کوتاه از کتاب مثل هیچ کس
و چه خوب می شد اگر نو به خانه ی ما می آمد. و اگر ما تصمیم می گرفتیم که خلاف پیشامدها عمل کنیم، اگر تصمیم می گرفتیم اتفاقات جور دیگری رخ بدهد، حتی اگر خیلی سخت و پیچیده تر از آنی باشد که تصورش را می کردیم. تنها یک راه حل وجود دارد: نو پیش ما بیاید. او در خانۀ ما یک تختخواب خواهد داشت، میز، کمدی که وسایلش را داخلش بگذارد و حمامی که خودش را بشوید. پیش ما او نشانی ثابتی خواهد داشت و به این ترتیب می تواند دنبال کار بگردد.
چند روزی برای گفتن قضیه صبر کردم و منتظر یک موقعیت خوب شدم. در عین حال می دانستم که راه های مختلفی پیش پایم نیست. از یک طرف واقعیت محض بود و از طرف دیگر داستانی ساختگی و حیله و ترفندی برای جلوگیری از جلوه کردن نو به عنوان دختری خیابانی.
اتاق تئیس از همان زمان خالی مانده است. پدرم تختخواب نوزادی، لباس ها و کمد را بخشیده بود و گهگاه اگر کاری برای انجام دادن، یا احتیاج به تنهایی داشت داخل آن اتاق می رفت. مادرم از آن روز به بعد دیگر هرگز داخل آن اتاق نشد یا حداقل در حضور ما هرگز پایش را آن جا نگذاشت. او به هیچ چیز آن اتاق دست نزد و پدرم بود که همه چیز را جا به جا کرد. از آن به بعد هر وقت می خواستیم در مورد آن جا حرف بزنیم نمی گفتیم اتاق، می گفتیم دفتر کار. دفتر کاری که درش همیشه بسته ماند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.