قلمرو این عالم
The Kingdom of This World
نویسنده کتاب
آله خو کارپانتیه
ناشر کتاب
انتشارات نیکا
مترجم کتاب
کاوه میرعباسی
ویژگی های قلمرو این عالم
| کد کتاب : | 38167 |
|
مترجم : |
کاوه میرعباسی |
|
شابک : |
978-6005906455 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
176 |
|
سال انتشار شمسی : |
1398 |
|
سال انتشار میلادی : |
1949 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
3 |
|
: |
3 آبان |
115,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی قلمرو این عالم
معرفی قلمرو این عالم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
در سرتاسر رمان، ادراکات مختلفی از واقعیت که به دلیل تفاوتهای فرهنگی بین شخصیتهای آن به وجود میآیند، مورد تأکید و تقابل قرار میگیرند. کارپنتیه ترکیبی شدن، طبیعت، قومیت، تاریخ و سرنوشت، سردرگمی، خشونت و تمایلات جنسی را به سبکی بررسی میکند که تاریخ را با داستان ترکیب میکند و از تکرار برای تأکید بر ماهیت دورهای وقایع استفاده میکند. این رمان تا حد زیادی با توجه به گنجاندن رئالیسم جادویی توسط کارپنتیر مورد استقبال قرار گرفت و پادشاهی این جهان به عنوان اثری مهم در توسعه این ژانر در ادبیات کارائیب و آمریکای لاتین توصیف شده است. اما برخی از جنبه های فنی سبک او از سوی جامعه دانشگاهی نادیده گرفته شده و سازمان روایی رمان مورد انتقاد قرار گرفته است.
تحریرهایی موجز از کتاب قلمرو این عالم
سم در دشت شمالی می خزید، چراگاه ها و طویله ها را تسخیر می کرد. کسی نمی دانست چطور بین علف ها و یونجه ها پیش می رفت، چطور وارد بسته های علوفه می شد، چطور تا آخورها بالا می آمد. واقعیت این بود که گاوهای ماده، گاوهای نر، گوساله ها، اسب ها، گوسفندها، صدتا صدتا تلف می شدند، و تمام منطقه را با تعفن ماندگار مردار می انباشتند.
شامگاهان آتش بزرگی برمی افروختند، که دودی کوتاه و آکنده به چربی از آن برمی خاست، و میان تلی از جمجمه های سیاه، دنده های زغال شده، سم های ملتهب از شعله ها می مرد. باتجربه ترین عطارهای ’کاپ‘ با تلاشی بی حاصل دنبال برگ، صمغ یا شیره ای می گشتند که حامل احتمالی بلا بود. حیوان ها همچنان از پا می افتادند، با شکم های باد کرده، میان وزوز مگس های سبز. سقف ها پوشیده از پرنده های بزرگ سیاه بود، با سر بدون پر، که منتظر بودند نوبتشان برسد و پایین بپرند و پوست های بی اندازه کشیده شده را با یک ضربه ی منقار بدرند و گندیدگی های تازه برجا بگذارند.
به زودی، هراسان، اطلاع پیدا کردند که سم به خانه ها هم راه یافته. یک روز غروب، ارباب مزرعه ی ’کوک شانت‘، بعد از صرف عصرانه، هنگامی که سرگرم کوک کردن ساعت دیواری بود، بدون هیچ درد و عارضه ی قبلی، ناغافل افتاده بود زمین و ساعت را هم با خود پایین کشیده بود. پیش از آنکه خبر به مزارع مجاور برسد، مالکان دیگری هم در اثر زهر تلف شده بودند، که برای آنکه بهتر بجهد چمباتمه زده در هر جایی به کمین می نشست: در لیوان های روی میز پاتخت، در ظرف سوپ، در شیشه های دوا، در نان، در شراب، در میوه و در نمک. در هر ساعت روز صدای نحس کوبیدن میخ تابوت ها به گوش می رسید.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.