فیلم نامه پروست
در جست وجوی زمان ازدست رفته
The Proust Screenplay: A la Recherche Du Temps Perdu 1St Evergreen Ed
نویسنده کتاب
هارولد پینتر
ناشر کتاب
انتشارات نشر نی
مترجم کتاب
امین مدی
ویژگی های فیلم نامه پروست
| کد کتاب : | 127746 |
|
مترجم : |
امین مدی |
|
شابک : |
978-6220605263 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
165 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1977 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
1 آبان |
140,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی فیلم نامه پروست
معرفی فیلم نامه پروست
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
گفتنی است که هارولد پینتر نمایشنامهای 100 صفحهای هم براساس همین اقتباس سینمایی نگاشته است.
در بخشی از متن کتاب آمده: «خارجی. باغ. میز شام. نامهی بازنشده زیر فنجان قهوه مادر.
سوان: کی برمیگردین پاریس؟
پدر: متأسفانه طی دو هفته آینده.
سوان: که اینطور، ما هم زودی راهی میشیم.
مادر: تمومشدن تابستون و رفتن از کومبره همیشه اندوهناکه.
مادربزرگ: اینجا برای سلامتی مارسل خیلی بهتر از پاریسه، براش خیلی خوبه.
سوان: حالش چطوره؟
پدر: (آهسته به سینهاش میزند.) سینهاش. باید حواسمون بهش باشه.
سوان میبیند که مارسل دزدکی از پشت پنجرهاش به پایین نگاه میکند. چشمشان به هم میافتد. سوان به سمت خانواده برمیگردد.
سوان: کتابی دارم که فکر میکنم مارسل از خوندنش لذت میبره. فردا میفرستم اینجا.
مادربزرگ: چه لطف بزرگی.
پدر: قبل از اومدن شما درباره موسیو ونتوی صحبت میکردیم. میشناسیدش؟
سوان: نه، تا به حال همدیگرو ندیدیم. اما همیشه برام سوال بوده که ارتباطی با ونتوی آهنگساز داره یا نه.
پدر: آهنگساز؟
مادر: باید اسم سونات ونتوی به گوشتون خورده باشه!
پدر: جدا؟
سوان: نخورده؟ مسحورکنندهست. آه… بار اول سالها پیش شنیدمش.
پدر: آه، سونات ونتوی؟ آره، آره، البته، البته. خیلی دلنشینه.
سوان: یعنی این دوتا ربطی به هم دارن؟ باید سردربیارم.
پدر: گمان نکنم.
نامه هنوز باز نشده.»
تحریرهایی موجز از کتاب فیلم نامه پروست
پس اگه رفتی برای من هم بستنی سفارش بده. یکی از اون سنتی ها می خوام، از اون ها که شبیه معبد و کلیسا و بناهای یادبود و این چیزهان. بنای یادبودی از تمشک و وانیل. سنگ های خارای صورتی اش را در حلقومم می شکنم و آب می کنم. خوب گفتم؟ لب هایم ستون به ستونش را یکی پس از دیگری نابود می کند. کلیساهای ونیزی از جنس توت فرنگی را با زبانم ویران می کنم. همه شان را خواهم بلعید، سرد سرد سرد.
ص 120

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.