شما که غریبه نیستید(انگلیسی)
You’re No Stranger Here
نویسنده کتاب
هوشنگ مرادی کرمانی
ناشر کتاب
انتشارات شمع و مه
مترجم کتاب
کارولین روسکری
ویژگی های شما که غریبه نیستید(انگلیسی)
| کد کتاب : | 115984 |
|
مترجم : |
کارولین روسکری |
|
شابک : |
978-9642667956 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
398 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2016 |
|
نوع جلد : |
سلفونی |
|
زبان کتاب : |
انگلیسی |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
12 آذر |
380,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی شما که غریبه نیستید(انگلیسی)
معرفی شما که غریبه نیستید(انگلیسی)
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آثار مرادی کرمانی همواره جایزه های خارجی و داخلی معتبری را از آن خود کرده اند. کتاب های وی که بیشتر برای ما آشنا هستند عبارت اند از: قصه های مجید، بچه های قالیباف خانه، نخل، خمره، مشت بر پوست، تنور، لبخند انار، مهمان مامان، نمایش نامه کبوتر توی کوزه، مربای شیرین، مثل ماه شب چهارده، نه ترونه خشک، شما که غریبه نیستید و…
کتاب «قصه های مجید» که در تلوزیون ایران هم به تصویر کشیده شد بی تردید برای ما ایرانی ها از خاطره انگیز ترین داستان هاست. «شما که غریبه نیستید» شرح خاطرات دوران کودکی پر ماجرا اما جالب و خواندنی هوشنگ مرادی کرمانی است. خاطرات کودکی که گاه شیطنت و بازیگوشی اش خواننده را به خنده وامی دارد و گاهی هم مظلومیت و تنهایی اش، چشم های مخاطب را خیس اشک می کند. این کتاب به همت انتشارات «معین» منتشر شده است.
تحریرهایی موجز از کتاب شما که غریبه نیستید(انگلیسی)
تابستان عمو اسدالله که نظامی بود، دست زنش را گرفت و از کرمان آمد پیش ما. عروسی شان را ندیده بودیم. عروس هم ما را ندیده بود. عروس چهارده، پانزده ساله بود و خود عمو هم بیست و دو، سه ساله. خدا می داند چه قدر خوشحال شدیم. ننه بابا از یک ماه قبلش هی تدارک دیده بود که جلوی عروس سرفراز باشد. وقتی آمدند برای من هم پیراهن زرد با گل های صورتی آوردند و بلبلی که تویش آب می ریختم.
توی بلبل آب می ریزم، لب هایم را می چسبانم به دم بلبل. دم بلبل سوراخ است. فوت می کنم. نفسم از سوراخ دم می رود و می خورد به آبی که شکمش را پر کرده. به جای قل قل، چهچه می زند. نمی دانم که جنس بلبل از چیست، خوب نگاهش می کنم. از شیشه نیست. قرمز است و وقتی توش فوت می کنم، آب را می بینم که از هوای نفسم می جوشد.
وقتی از میان باغ و از کنار رودخانه این ور و آن ور می برمش، پاشنه های بلند کفش هاش در گل و شل فرو می رود. دامن پیراهنش به خارها و علف ها و پونه ها گیر می کند. حرص می خورد که رخت ها و کفش های عروسی اش خراب می شود. زن ها و دخترها از لب چینه ها و از پشت درخت ها و توی باغ نگاهش می کنند. هر جا می رویم بالا بالا می نشاننش. عمو لباس های خوشگل نظامی دارد. لباس شخصی نمی پوشد. برایمان از شهر نان هم آورده اند. نان ها بلند و سوراخ سوراخ که تا آن وقت ندیده ام. اسم نان ها را گذاشته ام «نان کت کتو» یعنی «نون سوراخ سوراخ».
جوجه ای که عمو قاسم داده بود، بزرگ شده و مرغی شده، از سوراخ های نان می بینمش، که توی کرت زیر داربست درخت انگور خاک ها را با پاهایش می کند و چاله درست می کند. «فیلو» سگمان را می بینم که بغل دیوار طویله خوابیده و سرش را گذاشته روی دست هایش.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.