شرافت
Honor
نویسنده کتاب
الیف شافاک
ناشر کتاب
انتشارات معیار علم
مترجم کتاب
منا زنگنه
ویژگی های شرافت
| کد کتاب : | 17114 |
|
مترجم : |
منا زنگنه |
|
شابک : |
978-6226247368 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
404 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2012 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
27 آبان |
435,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی شرافت
معرفی شرافت
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان این رمان جذاب به خانواده ها، عشق و سوءتفاهم هایی می پردازد که در زندگی دو خواهر دوقلوی روستایی، تأثیرگذار هستند. در حالی که جمیله در روستا می ماند تا ماما شود، پِمبه به همراه شوهر خود، آدام، و به امید شروع یک زندگی جدید و آرام به لندن می رود. این زوج در لندن با انتخابی مواجه می شوند: یا به سنت های قدیمی خود پایبند بمانند و یا این که تمام تلاش خود را بکنند تا با این محیط جدید و ناآشنا سازگار شوند. پس از این که آدام، خانواده اش را ترک می کند، اسکندر که پسر ارشد است، باید وارد میدان شود و نگذارد که نام خانواده اش با بی آبرویی عجین گردد. وقتی پِمبه با مردی به نام الیاس وارد رابطه می شود، اسکندر درمی یابد که می توان با تمام قلب خود، کسی را دوست داشت و در عین حال، برای صدمه زدن به آن شخص، احساس آمادگی کرد.
تحریرهایی موجز از کتاب شرافت
A powerful, gripping exploration of guilt and innocence, loyalty and betrayal.
کاوشی قدرتمند و گیرا درباره ی گناه و بی گناهی، وفاداری و خیانت.
Goodreads
Rich in psychological complexity.
اثری پرمایه از نظر پیچیدگی های روانشناسانه.
Shelf Awareness
A gripping exploration of the darkest aspects of faith and love.
کاوشی جذاب درباره ی تاریک ترین وجوه ایمان و عشق.
The Telegraph
خلاصه های کوتاه از کتاب شرافت
زن ساده و بی غل و غش وجود ندارد. زن ها دو دسته هستند. آن هایی که به شکلی بارز، پیچیده اند و آن هایی که با یک نگاه نمی شود متوجه پیچیده بودنشان شد.
کاش راهی برای برگرداندن زمان وجود داشت. کاش لااقل راهی برای بازگشت به زمان هایی خاص وجود داشت.
اتاقش را نشان خواهم داد. بعد، آرام در را به روی برادرم باز می گذارم و بر روی کسانی که به هیچ طریقی از ذهنم پاک نمی شوند، خواهم بست. از توی اتاقی در خانه نگاهش خواهم کرد. نه زیاد دور است و نه نزدیک. میان چهاردیواری است. توی جعبه ای در قلبم خواهد بود. اسکندری که نه می توانم دوستش بدارم و نه از او متنفر باشم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.