سهراب کشی
Sohrab-Koshi
نویسنده کتاب
بهرام بیضایی
ناشر کتاب
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
مترجم کتاب
ویژگی های سهراب کشی
| کد کتاب : | 13893 |
|
شابک : |
978-9648564877 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
128 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2007 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
8 آبان |
90,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سهراب کشی
معرفی سهراب کشی
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان زیبای رستم و سهراب قصه ای است که سرآغاز آن به علاقمند شدن رستم، پهلوان ایرانی، به دختر شاه سمنگان یعنی تهمینه بر می گردد. حاصل عشق رستم و تهمینه، پسری است به نام سهراب که بر و بازوی پدر را به میراث برده است. سهراب جوان در صدد ملاقات با رستم، از جانب تورانیان به ایران می آید و این دیدار به آن صورتی که باید، پیش نمی رود. رستم برای کمک به لشکر ایران و مقابله با تورانیان از سیستان رهسپار میدان جنگ می شود و در آنجا نبردی میان پدر و پسر صورت می گیرد.
جنبه ای که “بهرام بیضایی” در نمایش نامه ی “سهراب کشی” مورد توجه قرار داده، آگاه بودن رستم به وجود پسری است که به هر طریقی او را به هویت خود راهنمایی کرده و به این شکل بعد دیگری از تراژدی این داستان برجسته می شود. “بیضایی” نیز به ابهام موجود در پایان این قصه وفادار مانده اما اثر را به صورتی به نگارش درآورده که گویی پشت صحنه ای از اتفاقات اصلی قصه است. آنجا میدان جنگ بود و اینجا میدان محاکمه؛ اما آیا این قصه ی محاکمه ی پدر است یا پسر؟
تحریرهایی موجز از کتاب سهراب کشی
[ نیمه تاریکی.
در میان، جنگ جامه ای خون آلود بر زمین؛ دشنه ی خونین بر آن. سهراب بر سر آن ایستاده؛ بی تکان؛ و با توری سپیدی که بر چهره افکنده. هنگامه داران و برخوانان به هنگام غلتان و آرام از زمین برمی خیزند؛ یا لغزان و سایه وار از گوشه و کنار بر هنگامه پای می کشند. جامه ها یکسان؛ تنها سرخی بر دستهای رستم است، و پهلوی سهراب، و نیز بر تنکش.
هر برخوان نیز هنگامه داری است؛ و تنها آن گاه که کسی را می نمایاند نشانه ای از وی بر خود می افزاید چون تاجی، زرهی، کلهخودی، تازیانه ای، مگس پرانی، شمشیر یا درفش یا سپری؛ و چون کار گذشت آن را از خود دور می کند. هنگامه داران چیزها را به هنگام می آورند و می برند، و نواها و فغان های بازی را درمی آورند. هر برخوان برخوانی خود را پر کمر دارد؛ و سخنان می تواند همه از رو خوانده شود.
از پس آرایی، در هنگامه هیچ نیست، جز دو نردبان رونده، و در زمینه دوازده چهارپایه ی همسان سیاه، با فاصله های یکسان، در یک راستا؛ و دوازده سپاهی نیزه دار کلهخود بر چهره و سرْ، که چون بشاید گاه بر آنها می نشینند و گاه بر آنها می ایستند به دیدبانی، و گاه پس آنها کمین می کنند، و گاه آنها را بر هم می نهند و از آنها بارویی می سازند، و گاه سکویی؛ و خود نیز هنگامه یاران و هماوایان بازی اند. ]
[ چند زخمه ای بر ساز. روشنی بر گوسان. او به دست خود می نگرد چون جامی ]
گوسان: ای جام کسانی را آشکار کن که نیستند؛
ورکه با کنش خویش سرْنوشت ما را نوشته اند!
کسانی که ما پا بر سر آنان می رویم؛
وگر بودند می گفتند بر چه سرْ بودند!
ما آیا راه شان را بد شناختیم؛
یا درست، و جز بیراه نبود؟
آیا نشناخته ره گم افتادیم؛
یا ایشان نیز هر یکی گم بودند؟

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.